بامیلو بلاگ / سبک زندگی / سلامت و تناسب اندام / چه تفاوتی بین احساس اندوه و احساس افسردگی وجود دارد؟

چه تفاوتی بین احساس اندوه و احساس افسردگی وجود دارد؟

هر دوی این حالات روحی تجربه‌هایی معتبر و موثقی هستند، اما از منظرِ علمِ روانشناختی فرق‌های زیادی با هم دارند. افسردگی یکی از شایع‌ترین تجربیات از بین بیماری‌های روانی است. آمارهای جدید حاکی از این هستند که در انگلستان، از هر صد نفر بیشتر از سه نفر از علائم افسردگی رنج می‌برند. اما به رغم فراوانی وهله‌ها و مواردی که افراد در طی آنها افسردگی را تجربه می‌کنند، شاید برای عده‌ای دشوار باشد که تشخیص دهند آیا واقعا در دوره‌ای از افسردگی قرار دارند یا صرفا در حال گذراندنِ مرحله‌ای از جنسِ غم و اندوه هستند.‌

احساس اندوه نوعی از هیجان است که نباید آنرا مردود شمرد یا کنار گذاشت بلکه به عنوان بخشی از واقعیت زندگی می‌توان آنرا پذیرفت و از آن عبور کرد، اما در عین‌حال باید توجه کرد که اندوه واقعاً همان افسردگی نیست. خب، پس چطور می‌توانیم این دو حالت یا احساس را از هم تفکیک کنیم؟ ما از دکتر مارک وین‌وود، مدیر خدمات روانشناختی برای مرکز «مراقب‌های بهداشتیِ AXA PPP» در این‌باره سوال کردیم. ما از او خواستیم توضیح بدهد که دقیقا چطور بین این دو حالت فرق بگذاریم و چطور افسردگی را تشخیص بدهیم. اکنون با اطلاعاتی که اینجا ارائه می‌شود، به راحتی می‌توانید معلوم کنید که در حال تجربه‌ی کدام یک از این حالات هستید و باید به سراغ چه راه‌حل‌هایی برای حفظ سلامتی‌تان بروید یا در پی چه جور پزشک عمومی باشید.

دکتر وین‌وود به نشریه‌ی «انگلستانِ جهان‌وطنی» می‌گوید، «افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات بهداشت روانی است که خصیصه‌اش احساس اندوه مداوم است، و این حالت بسیار متفاوت از احساس بی‌حال‌و‌حوصلگیِ موقتی است.»

به گفته این پزشک، «آدم‌هایی که با افسردگی مزمن روزگار می‌گذرانند اغلب احساسات شدیدی از جنسِ گناه، اعتماد به نفس پایین، تمرکز ضعیف و سطحِ انرژی اندک دارند. همه‌ی این موارد می‌توانند تاثیری شدید بر زندگی روزمره‌شان بگذارند. با اینکه بسیاری از افسردگان باور دارند فقط آنها هستند که اینجور دردنمون‌ها را بروز می‌دهند، اما در واقعیت این تصور صحیح نیست.» همه‌ی ما درجاتی از افسردگی را در وهله‌های مختلف زندگی‌های‌مان تجربه می‌کنیم یا بروز می‌دهیم، خصوصا اگر در جامعه‌ای پرتنش، یا در محیطی نابه‌سامان، یا در وضعیت اقتصادی بی‌ثباتی روزگار بگذرانیم.

از یک طرف، احساس غم و اندوه می‌تواند باعث شکل‌گیریِ نوعی دیدگاهِ غم‌افزا و دلگیرکننده درباره‌ی بسیاری زمینه‌های زندگی‌تان بشود. هر چند، از طرف دیگر، احساس افسردگی هم موجب می‌شود که شماری از دردنمون‌ها را تجربه کنید که در زیر فهرست شده‌اند. اما یادمان باشد همانطور که دکتر وین‌وود اشاره می‌کند «کسی که با افسردگی دست به گریبان است و افسرده می‌زید، ترکیبات متفاوتی از دردنمون‌ها را تجربه می‌کند.»

اینجور دردنمون‌ها می‌توانند در قالبِ سه دسته‌ تقسیم و پخش شوند: الف) اندیشه‌ها و احساسات، ب) دردنمون‌های فیزیکی و تنانه، ج) رفتارها.

الف) در سطحِ اندیشه‌ها و احساسات

  1. عدمِ خودباوری و اعتماد به نفس
  2. فراموشکاری‌ها و نسیان‌های ناگهانی، مشکلات تمرکز و/یا مشکلات در تصمیم‌گیری مثلا دودلی و عدم‌قطعیت
  3. فکرهای منفی‌بافانه
  4. نگریستن جهان به‌منزله‌ی چیزی بی‌مورد و پوچ
  5. افکار مبتنی بر خودکشی و انتحار
  6. احساس دائمیِ گناه
  7. احساس بی‌ارزش‌بودن
  8. احساس درماندگی و بیچارگی
  9. رانه‌ی جنسی نه‌چندان فعال
  10. خیلی زود خشمگین‌شدن و/یا خیلی زود پریشان‌شدن
  11. احساس کرختی، بی‌حوصلگی و بی‌‌حالی
  12. ناتوانی در ارتباط با دیگران / احساس سوءفهم یا بدفهمیده‌شدن
  13. احساس دائمی بی‌حالی و کم‌انرژی‌بودن
  14. انزوا
  15. احساس پوچی یا بی‌حسی
  16. عدم علاقه به عادت‌ها متداول و معمول.

ب) در سطحِ رفتار

  1. جدایی و کناره‌گیری از دیگران
  2. دشواری در صحبت‌کردن با سایرین
  3. مرتباً گریستن
  4. دوری‌جستن از فعالیت‌های معمولا لذت‌بخش یا رخدادهای اجتماعی
  5. گزندرساندن به خویش
  6. خوردن و خوابیدن به میزانی بسیار بیشتر یا بسیار کمتر از معمول
  7. زیاده‌روی در استعمال الکل، سیگار، یا مخدرها

ج) در سطحِ دردنمون‌های فیزیکی

  1. افزایش یا کاهش ناگهانی اشتها
  2. کم‌شدنِ رانه‌ی جنسی یا از دست‌دادنِ رغبت به رابطه جنسی
  3. کمبود انرژی
  4. احساساتِ فزاینده‌ی درد و اشتیاق
  5. یبوست
  6. مشکلات در زمینه‌ی خوابیدن، یا اختلال خواب
  7. تغییرات در دوره‌ی قاعدگی بانوان

لازم نیست همه‌ی این مشکلات و تمام دردنمون‌های بالا را تجربه کنید تا خودتان را به عنوان شخصی افسرده دسته‌بندی نمایید و از این بابت اطمینان یابید. راستش، در واقعیت تنها مواردی از این دست هم برای تشخیص افسردگی کفایت می‌کند.

کوتاه اینکه، دکتر مارک وین‌وود، در نهایت چنین توصیه می‌کند: «اگر احساس می‌کنید که در حال تجربه‌ی حداقل چهار یا پنج دردنمون بالا هستید و اگر این دردنمون‌های روان‌تنی برای بیش از دو هفته طول کشیده‌اند و همچنان ادامه یافته‌اند، پس بدانید که احتمال افسردگی وجود دارد؛ یعنی اینکه شاید شما در حال گذراندن دوره‌ای با حال‌و‌هوای افسردگی هستید؛ و اگر چنین باشد من به عنوان پزشک به شما توصیه می‌کنم که برای مراقبت از سطح بهداشت روانی‌تان به یک پزشک عمومی یا به پزشک خانواده‌تان رجوع کنید و درباره‌ی علت‌شناسی این دردنمون‌ها با او بیشتر و دقیقتر به گفتگو بپردازید.»

نویسنده: نیما پارسه

یک دیدگاه

  1. باسلام و احترام ویژه خدمت کابران سایت زیبای “bamilo.com”
    جفرافياي عرفاني داراي يك شرق و يك غرب است . شرق همانطور كه از اسمش پيداست اشراقيت دارد بر حسب معنا و غرب برحسب صورت ظلمت .
    فاصله بين شرق و غرب مسافتي است كه داراي درجات و دركات است مركز مابين اين دو نقطهاي است بنام برزخ از مركز برزخ بسمت شرق هفت درجه و از مركز برزخ بسمت غرب شامل هفت دركه است.
    انسانها از نقطه وسط اين دو منطقه شروع به رشد مي كنند يا در طي درجات و يا دركات.
    اندوه ابتدای افسردگی ست و افسردگی انتهای اندوه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *