بامیلو بلاگ / سبک زندگی / چطور به حرف مردم اهمیت ندهیم؟

چطور به حرف مردم اهمیت ندهیم؟

همه ما عیب و ایراد داریم. هر روز صبح با فکر به این‌که مردم چه فکری در مورد ما می‌کنند بیدار می‌شویم و هر شب هم با همین فکر به خواب می‌رویم. اما حالا دیگر از این وضع خسته شده‌ایم و می‌خواهیم اوضاع را تغییر بدهیم. برای خودمان زندگی کنیم و به حرف‌هایی که پشت سرمان زده می‌شوند محل سگ نگذاریم. چه کار کنیم تا بتوانیم آزادانه راه خودمان را برویم. با ما باشید تا به شما بگوییم چطور می‌توان در مقابل فشار منفی اجتماع جا خالی داد..

mvd5453a

ما وضع موجود را پذیرفتیم زیرا بقیه آدم‎های دور و برمان نیز همین کار را کرده‌اند. همیشه در زندگی آسه می‌ریم آسه می‌آیم که گربه شاخمون نزنه. بجای انجام دادن کار دلخواه‌مان، نگاه می‌کنیم ببینم چطور می‌توانیم بقیه را از خودمان راضی نگه داریم. آخرش این می‎شود که اعمال، رفتار و زندگی‌مان از حرف مردم قالب می‌گیرد. اگر شلوار می‌خریم بیشتر از این‌که جنس شلوار و میزان راحتی‌اش مد نظرمان باشد، به این توجه می‌کنیم که چه شلواری مُد است تا هنگامی که می‌پوشیمش در چشم باشیم. همکارتان نظرتان را در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین جویا می‌شد و اگر نظر مخالفی در رابطه با این فیلم داشته باشید از ترس این‌که مردم فکر بدی در مورد شما بکنند، آن‌را مخفی می‌کنید. دو نفر سر کوچه ایستاده‌اند و دارند می‌خندند.. یک لحظه فکر می‌کنید که نکند دارند به شما می‌خندند. سریع خود را برانداز می‌کنید تا خدای نکرده زیپ شلوار‌تان باز نباشد.


 

مقالات مرتبط:
چطور قدرت ذهن خود را در تحمل مشکلات و چیره شدن برآن‌ها بهبود دهیم؟
۱۰ تکنیک کاهش استرس
چطور یک ورود مطمئن و با اعتماد به نفس داشته باشیم

 

زندگی کردن با معیارهای دیگران که اسمش زندگی نیست. این جور زندگی کردن هر چه زودتر متوقف شود بهتر است. اصلاً کجا نوشته که باید مثل یک آدم بی دست و پا آن وسط بایستیم تا برای دلخوشی این و آن زندگی کنیم. قرار نیست تا آخر عمر دنباله رو حرف این و آن باشیم. اگر به این ترتیب زندگی کنیم که هیچ هویت و شخصیت مستقلی از خودمان نخواهیم داشت. آیا فکر می‌کنید وقتی نیکولا تسلا در حال اختراع برق بود به این فکر می‌کرد که همسایه‌هایش درباره‌اش چه چیزی می‌گفتند؟

a1cfef2d8d05d15d8653e6329d1228a3

داستان آن پدر و پسر که می‌خواستند الاغ‌شان را بفروشند خاطرتان هست؟ پدر و پسر عازم شهر دیگری بودند و افسار الاغ را در دست داشتند. یک نفر رسید گفت این دو چقدر دیوانه‌اند که هیچ‌کدامشان سوار خر نمی‌شوند. پدر، پسر را روی الاغ نشاند. دومی رسید و گفت چه پسر بی ادبی که در حضور پدر پیرش روی الاغ نشسته است. پسر پایین پرید و پدر نشست. سومی آمد و گفت عجب پدر ظالمی، بچه بیچاره را پیاده می‌آورد و خودش سواره است. جفتی سوار الاغ شدند تا حرف مردم بخوابد. شخص دیگری آمد و گفت نگاه‌ کن، عجب بی‌رحم‌هایی هستند. حیوان زبان بسته را از پا در آوردند. آخرش پدر و پسر الاغ را به یک تیر چوبی بستند و هر کدام‌شان یک سر چوب را گرفت و راه افتادند که مردم باز هم دنبال‌شان افتادند و گفتند این خُل و چِل‌ها را ببین چکار می‌کنند! نهایت الاغ از دستشان می‌افتد داخل رودخانه و غرق می‌شود و علی می‌ماند و حوضش.

maxresdefault

پای حرف این و آن نشستن عاقبتش همین است. قربونش برم، در مملکت ما هم که از این جور اخلاق‌ها کم نیست. طرف سرمربی تیم ملی کشور است آن‌هم در‌حالی که چند سال پیش دستیار آلکس فرگوسن معروف در منچستر بوده و به‌عنوان سرمربی در رئال مادرید و تیم ملی پرتغال وظیفه‌ی هدایت بزرگترین ستارگان دنیای فوتبال را به‌عهده داشته است، اما از وقتی پایش به ایران باز شده کسانی می‌خواهند کارش را به او یادآوری کنند که نهایت افتخارشان در فوتبال در آوردن توپ پلاستیکی از زیر ماشین با آجر است. البته کافی است از تیم ملی ما برود یا این‌که خدای نکرده اتفاقی برایش بیفتد تا بعداً همه از او و خدمات مفیدش تعریف کنند.

carlos-queiroz-tecnico-do-ira-gesticula-durante-partida-contra-a-argentina-1403373291196_1920x1080

همین خود من را در نظر بگیرید. اگر به رویم بخندند می‌خواهم بنشینم به استیفن هاوکینگ فیزیک پیش دانشگاهی یاد بدهم. بنابراین فکر نکنید اگر دَک و پُزی به هم زدید مردم دست از دخالت کردن در زندگی شما برخواهند داشت و شما خلاص خواهید شد. همیشه‌ی خدا انقدر آدم فضول وجود دارد که به شما بگوید چه کار بکنید و چه کار نکنید.

اما امروز آخرین روزی خواهد بود که کسی سبک زندگی مورد علاقه خود را به ما دیکته می‌کند. امروز روزی است که ما به سایر مردم می‌گوییم آن‌جای لق خودتان و چیزی که می‌پسندید. اگر دوست دارید کاری را انجام دهید، خودتان آن‌را انجام دهید. از من نخواه به جای تو زندگی کنم. از امروز دیگر حرف این و آن برای من پشیزی اهمیت ندارد.

انقدر به چیزی که در سر مردم می‌گذرد فکر نکنید و به انتخاب خودتان احترام بگذارید. دنبال گرفتن تأییدیه از دوستان و خانواده و آشنایان نباشید. این زندگی از تولد تا کوبیده شدن میخ تابوت به پای شما نوشته می‌شود پس برای خودتان فکر کنید و بی خیال حرف مردم باشید چون این زندگی شماست.

اعتماد به سقفت تو حلقم!

tumblr_static_a121

چه بخواهید باور کنید و چه نه، اغلب ماها انقدر هم آدم‌های خاصی نیستیم که دیگران بخواهند شب و روز به حرکات و سکنات ما فکر کنند. البته که خود همان دیگران هم فکر می‌کنند که ما به کارهای آن‌ها فکر می‌کنیم. اما واقعاً در اوضاع و احوال کنونی که برای نان در آرودن، آدم باید هشتاد جور سگ دو بزند، چه کسی انقدر بی‌کار است که دائم درباره این و آن فکر کند؟ استثناء‌ها را کنار بگذارید، باقی مردم دائم درگیر بدبختی‌های خودشان هستند و برای فکر کردن به خودشان هم وقت ندارند چه برسد به شما.

نتایج تحقیقات علمی در آمریکا این‌طور عنوان می‎کند که هر فردی روزانه 50 هزار فکر به مغزش خطور می‌کند. این بدان معنی است که اگر کسی در طول روز 10 دفعه هم به ما فکر کند، این فقط چیزی حدود دو صدم درصد از کل فکرهای او را در بر می‌گیرد که رقم بسیار ناچیزی است. واقعیت این است که هر فردی بیشتر به خودش فکر می‌کند و در ذهنش واژه‌هایی مثل “من” و “مال من” دور می‌چرخند، مگر این‌که شما کاری کرده باشید که مستقیماً بر روی زندگی او تأثیری گذاشته باشد تا بخواهد به شما فکر کند؛ در غیر این‌صورت دلیلی برای فکر کردن به شما وجود ندارد.

نه، خداوکیلی…

MPDEAD

دقت کرده‌اید کنار خیابان کسی بساط راه می‌اندازد و دور او را 100 نفر احاطه کرده‌اند؟ از این 100 نفر فقط 10 نفرشان واقعاً به یک دلیل منطقی آن‌جا هستند. ما بقی صرفاً به خاطر این‌که شلوغ شده آن‌جا پِلاسند. اگر آن 10 نفر اولیه دور بساطی را نمی‌گرفتند آن‌های دیگر هم به راه خودشان ادامه می‌دادند. فکر کنم نمونه‌ی بارز این اخلاق در مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی به وضوح قابل مشاهده بود. در حالی که بعضی‌ها از ته دل خون گریه می‌کردند، عده‌‌ی بسیار زیادتری هم صرفاً برای این آمده بودند که باشند و همگی گوشی‌های‌شان را در آورده بودند تا فیلم بگیرند. چه بسا که خیلی از آن‌ها اصلاً یک آهنگ از آن مرحوم را هم تابحال گوش نکرده بودند.

این نشان می‌دهد که بسیاری از افراد، حتی اگر کاملاً در مورد چیزی قضاوت خاصی داشته باشند باز نگاه می‌کنند به بقیه مردم و می‌خواهند خودشان را همرنگ جماعت کنند. آن لحظه‌ای که آدم بفهمد همرنگ جماعت شدن مایه‌ افتخار نیست، قدم بزرگی به سوی آزادی ذهنی برداشته است.

در نفی مکتب بابانوئلیزم

pirate-santa-clause-wallpaper

فکر نکنم بحثی بر سر این قضیه داشته باشیم. محال است بتوانی همه را از خودت راضی نگه داری. فارغ از این‌که چه طور لباس بپوشیم و رفتار کنیم، همیشه افرادی هستند که راجع به ما تِز منفی بدهند. به قول معروف در دهن مردم را که نمی‌توان بست اما حداقل می‌توان خود را طوری آب بندی کرد که به حرف مردم وقعی ننهاد.

فکر می‌کنید بدترین اتفاقی که ممکن است بر اثر حرف مردم به سرتان بیاید چیست؟ اگر یک بادکنک کنار گوش‌تان بترکد خطرش بیشتر از حرف مردم است. از حرف مردم رسماً هیچ بلایی به سرتان نازل نخواهد شد. پس چه دلیلی دارد که ذهن‌مان را مشغول چیزی کنیم که هیچ تهدیدی برای ما محسوب نمی‌شود؟

اگر به چیزی باور دارید، دلایل منطقی‌ای برای انجام دادنش دارید و یا می‌پسندیدش، به خاطر آن ایده از جای خود بلند شوید و حرف‌تان را بزنید. کسی شما را نخواهد خورد. (توجه داشته باشید که ما این حرف را به‌صورت کلی می‌گوییم و اگر شما در جایی مثل عربستان صعودی زندگی می‌کنید که مثلاً از آزادی‌های مدنی خبری نیست خودتان را به خطر نیندازید.) برای من تجربه شده است که رفتار صادقانه‌ای داشته باشم تا همان چند نفری که برای‌شان احترام قائلم دوستم داشته باشند… و این برای من با ارزش‌تر از آن است که بخواهم با چسبیدن به عقاید پوپولیستی خودم را محبوب همه کنم.

شخصیت شما میانگینی از شخصیت دوستان شماست

gangsupload-1-of-11

فکر کردن بیش از حد به این‌که مردم درباره آدم چه فکری می‌کنند، وسواسی را برای فرد به وجود می‌آورد با این مضمون که چطور رفتار کنم تا مردم خوششان بیاید. این آدم به‌جای این‌که بخواهد شخصیت مستقلی از خودش ارائه کند، دائم به فکر خوب نشان دادن خودش در بین مردم است. پدرِ یک بنده‌خدایی فوت کرده است و طرف فقط برای این‌که جلوی مردم بد جلوه نکند کم مانده کلیه خودش را بفروشد و آن‌را خرج مراسم پدرش ‌کند. در واقع این کار باعث می‌شود که مردم بیشتر آن فرد را مورد قضاوت قرار بدهند زیرا خودشان هم همین اخلاق را دارند.

می‌گویند هر کسی میانگین رفیق‌هایش است. این به این معنی است که مثلاً اگر شما 5 رفیق داشته باشید که دائم با آن‌ها سر و کله می‌زنید هر کدام‌تان تا حدودی نمایانگر خصوصیت‌های آن جمع هستید. امان از وقتی که چند نفر با هم بُر بخورند که نقطه ضعف‌های‌شان مثل هم باشد. این جور افراد معمولاً از نظر شخصیتی در جا می‌زنند زیرا هیچ کدام‌شان نمی‌تواند در آن زمینه بقیه را به چالش بکشاند. کار به جایی می‌رسد که همه‌ی اعضای این گروهِ دوستی فکر می‌کنند که نُرم همین است و دیگر دست از تلاش برای بهتر شدن بر می‌دارند. شما که نمی‌خواهید چنین سرنوشتی نصیب‌تان شود؟

Nelson_Mandela_1

نلسون ماندلا خدابیامرز در جایی گفته : از دوستانی خوشم می‌آید که ذهن مستقلی داشته باشند تا به من کمک کنند مسائل را از زوایای مختلف ببینم.

حالا اگر به این نتیجه رسیدید که برای حرف مردم نباید خیلی تره خرد نکنید ادامه مطلب را بخوانید.

5 راه برای پوست کلفت شدن در برابر حرف‌های مردم:

نیم کیلو باش ولی مرد باش

AEpFV6I

1- ارزش‌های خودتان را بشناسید

e2d05b_3608705

اولین کاری که باید بکنید این است که بدانید در زندگی چه چیزی برای شما واقعاً ارزش دارد، یا در واقع هدف نهایی زندگی‌تان چیست. به محض این‌که فهمیدید از خودتان چه چیزی می‌خواهید و چه چیزهایی برای‌تان اهمیت دارد، حرف مردم برای‌تان کم اهمیت‌تر از قبل می‌شود. وقتی بدانید چه چیزهایی برای‌تان ارزش است برای اعاده‌ی آن‌ها از جای‌تان بلند می‌شوید. یک آدم عاقل که اسمش را یادم رفته می‌گوید: “اگر عقیده‌تان ارزش ابراز کردن ندارد از آن دست بکشید”. انقدر بله تحویل مردم ندهید و بی خودی سرتان را به نشانه‌ی تأیید تکان ندهید. یاد بگیرید که هر جا صداقت حکم می‌کرد بگویید نه و از حرف کسی هم هراسی نداشته باشید. قرار نیست هر کاری بقیه کردند را شما هم انجام بدهید. شما خودتان هستید و بقیه هم خودشان.

2- از سوراخ موش خود بیرون بیایید

nature-landscape-outstanding-cat-staring-at-rat-pc-background-high-quality-resolutions-nature-landscape

اگر خودتان را شناختید که چه چیزهایی برای‌تان ارزش است آن‌گاه وقت آن رسیده که خودتان را برای دوستان‌تان ابراز کنید. اگر از کشتن حیوانات بیزارید آن را در صفحه‌ی فیس‌بوک خود بنویسید، اگر عاشق ریش و سبیل هستید عکس‌های ریشوی خودتان را در اینستاگرام آپلود کنید، اگر فکر می‌کنید که پزشکی مدرن از پزشکی سنتی خیلی بهتر است در هنگامی که دوستتان از دکتر علفی خود تعریف می‌کند سکوت اختیار نکنید و با او بحث کنید و در نهایت اگر نیسان آبی داشتید حتماً پشت گلگیر آن بنویسید همه دنبال یارن من دنبال بارم. خودتان را بریزید بیرون و صداقت داشته باشید. آدم ترسو به هیچ جا نمی‌رسد.

3- با آدم‌هایی بگردید که سرشان به تنشان می‌ارزد

527599-youth_gangs

سعی کنید با کسانی دمخور باشید که در زندگی اصولی داشته باشند و به این اصول پایبند باشند نه با آدم‌های هردمبیل که تکلیف خودشان را نمی‌دانند. آدم‌های درست حسابی خیلی زود جای خود را در دل شما باز می‎کنند. این جور آدم‌ها دارای ذهنی نقادانه هستند و هر چیزی که بهشان بگویی را قبل از پذیرفتن از فیلتر مغزشان عبور می‌دهند. اگر در مورد موضوعات اختلافی بحث کنند خیلی صادقانه حرف‌شان را رک و پوست کنده به شما می‌‎‌گویند. این حرف‌ها در ذهن همه مردم وجود دارد اما فقط این‌جور افراد هستند که شجاعت بیانش را دارند. جالب این‌جاست که عمده‌ی مردم ریاکار از این‌جور افراد به نیکی یاد می‌کنند و صراحت لهجه‌شان را می‌ستایند. این جور آدم‌ها حرف مفت در کتشان فرو نمی‌رود و برای حرف‌های خاله زنکی مردم هم یک ثانیه از وقت‌شان را تلف نمی‎کنند.

4- ریاضت بکشید

h01_RTR2NIJI

از چیزهایی که شما را می‌ترسانند و دچار تزلزل می‌کنندتان لیستی تهیه کنید و با آن‎ها شاخ به شاخ روبرو شوید. به این ترتیب اراده خود را تقویت می‌کنید و با حذف عوامل آزاردهنده به آرامش روانی بیشتری دست پیدا می‌کنید. خودم را مثال می‌زنم. شنا کردن را از بچگی یاد گرفتم اما همیشه از شیرجه رفتن با سر به خصوص از روی تخته‌ی دایو 3 متری می‌ترسیدم تا این‌که چند سال پیش به خودم گفتم گور باباش امروز هر جوری شده می‌پرم. به هر مصیبتی بود ترسان و لرزان رفتم روی تخته دایو و پایین را نگاه کردم. ارتفاع طوری ترسناک بود که انگار قرار است از روی برج میلاد بپرم داخل یک لیوان. اشهد خودم را خواندم و بعد از چند لحظه لفت دادن با سر پریدم پایین. به محض این‌که پایم از روی تخته جدا شد و در هوا سر و ته شدم توی دلم خالی شد و شروع کردم به خودم فحش بدهم که آخه مرتیکه‌ی احمق این چه کاری بود کردی. می‌مردی همان کنار استخر می‌‎تمرگیدی؟ به ثانیه نکشید که با سر در آب فرو رفتم و بعد از چند لحظه دوباره برگشتم روی سطح آب. به حدی از این کار کیف کرده بودم که تا آخر سانس 10 بار دیگر نیز شیرجه زدم تا بالاخره ترسم کاملاً ریخت. شما هم اگر از چنین مشکلاتی رنج می‌برید باید زودتر دست به کار شوید. این ماجرای من که هیچ، اگر تمام کتاب‌های دنیا که در مورد موضوع مبارزه با ترس و کسب اعتماد به نفس از زمان عصر برنز به این‌طرف نوشته شده است را بخوانید باز هم باید در میدان عمل با ترس‌ خود سرشاخ شوید.

5- من مرد تنهای شبم …

cowboy-on-horseback

اگر می‌خواهید موارد 1 تا 4 را با هم به سیخ بکشید، تنهایی سفر کنید.. درست مثل یک کابوی تنها. سفر کردن با دوستان خیلی فاز می‌دهد اما در این صورت فرصتش را نخواهید داشت تا آستانه‌ی آسایش خود را بالا ببرید. با مسافرت کردن تجربیاتی کسب می‌کنید که هیچ‌وقت در محله‌ی کوچک خودتان امکان مشاهده‌شان را نداشتید. به این ترتیب بعضی چیزهایی که برای‌تان تبدیل به وحی مُنزَل، شده بود از هم فرو می‌پاشد و ذهن‌تان بازتر شده و متوجه می‌شوید زندگی همه‌ی آن چیزی نیست که در محله‌ی کوچک‌تان اتفاق می‌افتد. برای این‌کار یک کوله پشتی بردارید و فقط ضروریات‌تان را در آن بچپانید. یک بلیط یک طرفه هواپیما به مقصدی که تا بحال به آن‌جا نرفته‌اید بگیرید و بدون هیچ گونه برنامه ریزی به آن‌جا پرواز کنید و یکی دو روز آن‌جا بمانید. در طی اقامت سعی کنید مشکلاتی که در آن‌جا پیش می‌آید را فی‌البداهه حل کنید. نترسید. بلایی سرتان نمی‌آید. البته اولش بهتان خیلی سخت خواهد گذشت اما نا امید نشوید. گذراندن شرایط سخت به شما کمک می‌کند میزان تطبیق پذیری‌تان با محیط اطراف را بالا ببرید. برای تفریحش هم که شده حداقل یک‌بار این کار را بکنید.

rtfy

 غرض از نگاشتن این مطلب این بود که به شما بگوییم دنیا همین الانش هم پر از آدم‌هایی است که به خاطر همرنگ شدن با بقیه، بر خلاف سلیقه و طرز تفکر خود رفتار می‌کنند. این آدم‌ها انقدر جمع‌شان جور هست که نیازی به شما یک نفر نداشته باشند. از آن طرف یک سری آدم دیگر هستند که عین خیالشان نیست بقیه مردم دنیا چه کار می‌کنند و پشت سر این‌ها چه چیزی می‌‎گویند. زندگی خودشان را می‌کنند. سعی کنید از دار و دسته‌ی دومی‌ها باشید. آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید و مثل زمان بچگی‌تان جسور باشید. مسائل‌تان را با منطق ارزیابی کنید و پای حرف حق بایستید. بالاخره که یکی باید بایستد.

نویسنده: میثم

میثم عقیلی‌ هستم. متولد دهه‌ی پر زاد و ولد ۶۰. در اوج دلاوری خود در ۱۹ سالگی از ترس محاسبه سرعت بوق قطار در تونل تنگه‌زاغ و کله‌معلق زدن روی تپه‌های پادگان عجب‌شیر به سمت رشته مترجمی زبان انگلیسی خزیدم ولی دریغ از این‌که مترجمی نه اصلا علم است و نه جای آرامش. مثل تونلی است که علوم دیگر بوق بوق کُنان از توی دلش رد می‌شوند. عاشقِ خیال‌پردازهایی مثل هایائو میازاکی هستم و تن‌ماهی را نجوشانده می‌خورم. من اولین نویسنده‌ی بامیلوبلاگ هستم.

۸۹ دیدگاه ها

  1. عالی بوود عزیز

  2. بعد از کلی گشتن تو نت بلاخره یک مطلب خوب اونم به زبان فارسی دیدم ! خیلی خوب بود

    • مدیریت سایت

      نظر لطف شما است. امیدوارم بقیه مطالب بلاگ رو هم مطالعه کنید. تمامی مطالب این بلاگ تهیه و ترجمه اش توسط تیم خود ما بوده و از هیچ منبع فارسی زبانی کپی برداشته نشده.

      اگر خوشتون اومده حتما برای حمایت از ما این وب سایت رو به دوستاتون معرفی کنید.

  3. با سلام مطالب سایتتون خیلی به دردم خوردمرسی با انرژِی به کارات ادامه بده.

    • ممنون . حتما نظر خودتون رو به ما بگید. اینکه از چی خوشتون اومده و از چی بدتون اومده. بدون نظر شما واقعا بهبود این وب سایت کار سختیه

  4. سلام .ممنونم بابت مطلب مفید وخوبتون .موفق باشین.

  5. بسیار عالی و خودمانی گفته شده بود که تاثیرش رو چند برابر میکرد
    ممنون

  6. آقا عالی بود…!
    مرسی…!

  7. متشكرم از مطابت جذابتون واقعا اموزنده و قابل درك بود و خيلي بهم كمك كرد تا حدودي ديدكاه خودم رو تغيير بدم. مرسي

  8. عالي بود. ولی برای من این موصوعات خیلی دست و پاگبر شدند و تمام ذهنمو پر کردن امیدوارم بتونم رفتارامو تغییر،بدم. با تشکر

  9. زبون خودمونی،با مثالهای متعدد،تصاویر جذاب و متناسب،نکات کاربردی و…همه همه باعث شد لذت ببرم از خوندن مقالتون
    یه دنیا خدا قوت

  10. متن عالى بود کلى بهم انرژى داد
    خيلييييي ممنونم

  11. خیلی خیلی عاااااالی بود….دست مریزاد…این یعنی تاثیر مثبت مادام العمر هم برای شمای نویسنده و هم برای منه خواننده

  12. خيلى خيلى سپاسگزارم،چند روزى بود كه از حرف يكى خيلى ناراحت بودم و دايما بهش فكر مى كردم ولى با خوندن مطلب شما ارامش پيدا كردم و تصميمات جديد و جدى در مورد رابطم با ديگران گرفتم.

  13. مطلبتون خیلی خیلی خوب بود . ممنونم ازتون

  14. سلام. مرسی از متن جالبی که گذاشتید. امروز جواب یه نفرو با تمام اضطرابی که تو وجودم بود دادم. فک کنم الان کمی بفهمم غلبه بر ترس چقدر کیف میده!! همیشه دنبال این راز بودم که چی میشه یه عده در برابر حرف ها و رفتارهای ناخوشایند با ارامش و ریلکسی جواب میدن!!؟ انگار اپسیلونی هم خم به ابرو نمیارن ولی با قاطعیت جوابی تو استین دارن که طرف مقابل رو شرمنده میکنه!؟اگرچه هنوز مطمئن نیستم جوابشو فهمیدم

  15. سلام اقا
    یعنی خیلی معرکه بود. خدا قوت

  16. بعد مدتها (البته بعد از سایت گمانه)یه سایت قابل مطالعه و وقت گذاشتن پیدا کردم.متشکرم از مطالبتون .قابل استفاده ست
    موفق باشید

  17. مثل همیشه عالی بود مخصوصا استفاده از عکس هایی که کاملا آدم رو با موضوع درگیر میکنه.

  18. سلام
    من خیلی مطالعه میکنم و تو سایتها دنبال مطالب زیاد میگردم
    اما واقعا با مطالب بالا حال کردم چون نه ریا بود نه دروغ و کلک
    حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند.
    موفق باشید و قدرتمند ادامه بدید.

  19. عالي بود،حداقل واسه مني كه دائم حرف اينو انو با خودم حمل مي كنمو بهش پرو بال مي دم،مرسي.

  20. باسلام و خداقوت
    واقعاممنون از نویسنده با ذوق و سلیقه، احساس میکنم نویسنده این مطلب و اکثر مطالب این سایت یه دنیا حرف واسه گفتن داره که بیشترشو از طریق تجربه به دست آورده،
    نمیدونم چجوری باید ازتون تشکر کرد، گاهی وقتا نکته هایی رو میبینم که احساس میکنم تو هیچ جای دیگه چه مجازی و چه غیر مجازی امکان نداشت اونارو بفهمم.!!
    شما مثل استادی میمونید باکوله باری از تجربه و منم مثل شاگردی که با اشتیاق گوش به حرفاتون سپرده:)
    واقعا کارتون خیلی ارزشمنده، یه دنیا ممنون استاد ^.^

  21. وااااااااقعا بهتون تبريک ميگم با اين مطلب جاااالب.
    من مدت زياديه که هم داخل کتابا هم داخل نت دنبال همچين مطلب جالبي ميگشتم ولي يا پيدا نميکردم يا جزئي از اون رو پيدا ميکردم.ولي بالاخره داخل سايت شما پيداش کردم و تصميم گرفتم ازش پرينت بگيرم و هرچند وقت يکبار مرورش کنم.
    بازم تشکر و آرزوي توفيق روزافزون…

  22. حیف بود بابت متن زیبا و نگارش جالبتون تحسینتون نکنم،مچکرم استفاده کردم، انگیزه خوبی داد بهم.براتون ارزوی موفقیت دارم

  23. سلام
    ضروری ترین مهارتهای زندگی برای زندگی همین مطالبی هست که شما اشاره کردین.
    بجا و منطقی و قابل فهم
    خیلی عالی بود مخصوصا قسمتی که راجع به همرنگ جماعت شدن نوشتین به نظرم بزرگترین درد جامعه ما همینه
    دست مریزاد

  24. انچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
    دور از تعارف و مبالغه باید عرض کنم بسیار متنی عالی و تاثیر گدار بود .با سپاس از قلم نویسنده

  25. واقعا عالی بود ممنون

  26. واقعا دمتون گرم .اصلا روحیه گرفتم وانقلابی در من ایجاد شد که دیگه با حرف مردم از چه زاویه ای نگاه کرد..ایول ایول تشکر

  27. با سلام و احترام
    اکثر اوقات برای خوندن مطلبی مفید و قابل تامل باید توی سایتهای خارجی بگردم ، ولی امروز خیلی خوشحال شدم از پیدا کردن مطلب مفید و قابل تامل شما و البته صراحت لهجه ستودنی شما. بسیار سپاسگزارم به امید شجاعت ،توکل و موفقیت

  28. البته به نظرم چیزی را باید به این مطالب خوب اضافه کنیم آدم چه بخواد و چه نخواد ضمیر ناخودآگاهش از دیگران تاثیر می پذیره وبهتر با کسایی بگرده باهاش از لحاظ فکری و زاویه دید یک جهت باشه نه هر روز خدا با هم کلکل کنن هر کی برا خودش یه ساز بزنه من برا خودم یه چیز بگم اون یه طور بگه

  29. سلام دوست عزیز
    مطلبتون عالی بود
    نکات ظریفی اشاره کردین
    در این زمینه ، میخواستم تخصصی باهم بحث داشته باشیم
    جای بحث داره این مطلب
    الان اکثر جوونای مملکت درگیر این مسئله ن و چه زود دیر میشود

  30. راضیه السادات

    خیلی هنرمندانه نوشتین. عکسا هم به نوشته ها می خورن. ممنون از شما

  31. خيلي خوب بود من واقعا از حرف مردم رنج ميبردم خيلي خوب بود خيليييييي ????????

  32. قشنگ نظرم نسبت به حرف مردم عوض شد.این مقاله رو داخل bookmark هام ذخیره کردم تا هر از چند گاهی دوباره بخونمش و به قولاً تجدید عهد کنم.
    کاملا مشخصه نویسنده مقاله آدم اهل دلی هست.رک و پوس کنده و در عین حال منطقی صحبت کرده.
    خیلی عالی بود.

  33. عالي بود….اصن خسته کننده نبود

  34. یک ساعت داشتم توی اینترنت دنبال همچین مطلبی میگشتم . متن کاملا ساده و بی تکلف بود و همین باعث شده بود جذاب تر بشه ممنونم:)

  35. آقا دمت گرم خیلی عالی خیلی مختصر و خیلی خیلی خیلی مفید و.

  36. سلام. ممنوون 🙂

  37. سلام.اقا دمت گرم بلاخره یه مطلب خوب تو فضای مجازی پیدا شد.مرسییییی

  38. سلام واقعا ممنون از نوشته های بسیار کاربردی و تاثیرگذارتون. خیلی استفاده کردم.

  39. عالی نوشتی.دستت درد نکنه.واقعا به همچین متنی نیاز داشتم

  40. عالی بود
    خیلی ب دلم نشست فکر کنم علت اصلیش این بود ک ب زبان ساده و خودمونی همه چیزو توضیح میداد از معدود دفعاتی بود ک ی متن روانشانسی رو با لذت تا انتها خوندم
    ممنون

  41. سلام آقای میثم خیلی خیلی عالی نوشتید اولین متنی بود که وقتی خوندم این انگیزرو گرفتم که شجاع باشم . ممنون

  42. خیلی عالی بود واقعا ممنون.

  43. سلام
    خیلی ممنوع از این مطلبی که گذاشتید ولی اون قسمت روبه رو شدن باترس خیلی رو من تاثیر گذاشت و حالا من میرم تا با چیز هایی که میتر سیدم رو به رو شم.

  44. یکی از درست و حسابی ترین متن هایی که تو این مدت خونده بودم!! مرسی عالی بود

  45. من یه زن ۶۹ ساله ام واز خوندن مطلب شما واقعا لذت بردم خودم مبلغ یک سری از دیدگاههای شما هستم ولی فقط فرزندانم به آنها عمل میکنند .امید آنکه شما در تبلیغ این دیدگاهها بیش از من موفق باشید.از اینکه کسانی با من هم عقیده اند خوشحالم ولی بسیار خوشحالتر خواهم شد اگر ببینم که مردم ما به دیدگاههای شما عمل میکنند چون در آنصورت از وضعیتی که جامعه ما در گیر آن شده است نجات خواهیم یافت.به امید آنروز و با آرزوی موفقیت برای شما و همه افراد آگاهی که مثل شما می اندیشند و به اندیشه خود عمل میکنند.

  46. با سلام و خسته نباشید به شما.باید عرض عرض مطالبتون واقعا عااالی و تو دل برو بود ولی فقط لذت بردن از خوندن همچین مطلبی به درد نمیخوره باید انقد جوربوزوشو داشته باشیم که بتونیم همچین آدمی باشیم این موقس که جامعه هم پیشرفت میکنه چون هرکی سرش تو کار خودشه

  47. خیلی خوب بود ….. ممنونم
    ارزش فکر کردن داشت این پست

  48. متن خوب – عکس خوب – نوشتار روان
    خدا قوت

  49. سلام
    خيييييييلى عالى بود ممنون و متشكر

  50. عالی بود ,دمت گرم

  51. واقعا عالی بود و هر کسی هم که واسه دله یکی دیگه داره زندگی میکنه باید باید باید طرز فکرشو عوض کنه

  52. بسیار بسیار کاربردی ممنونم

  53. سلام و خسته نباشید چند ماهی بود که داشتم واقعا دیوانه میشدم ولی همیکنه متتناتونو خوندم کلی نیرو گرفتم وتصمیم گرفتم گذشترو بذارم کنار و به اینده بنگرم موفق باشید یاعلی مدد

  54. سلام من دختری بیست و پنج ساله هستم سال نود و دو عقد کردم یه جشن عقد مفصل با تالار و آتلیه و همه چیز همیشه به مرتسم عقد بیشتر از جشن ازدواج اهمیت میدادم واسه همین از شوهرم خواستم عقد مفصل بگیریمو عروسی نگیریم دوسال بعد روز یالگرد عقد یه مهمونی خونوادگی گرفتیمو راهی منزل شدیم اما از سال نود و دو تا الان هر کی عکسو فیلم عروسی رو میبینه یه چیزی میگه اینقدر اونشب به من خوش گذشته بود که از ته دل میخندیدم ولی الان فقط نواقص جشنم یادمه و هیچ چیز دیگه یادم نیست کلی گریه کردم تو این سه سال و به شوهرم غر زدم . چکار کنم؟

  55. خیلی دلم میخواد به حرف کسی اهمیت ندم ولی دیگه همه چیزو خراب کردم دیگه شوهرم با ترس منو به جشن عروسی اقوام میبره تا خدایی نکرده یه چیزی اونجا نبینمو کمبودای جشن خودم یادم بیاد که تا یکماه همش غر بزنم.

  56. عاااااااااالی، عالی بود/

  57. عالی بود مرسی

  58. عالی بود و دید کاملی نسبت به مسئله داشت

  59. محمد ظهراب نیا

    من هیچ وقت حوصله خوندن رو تو اینترنت ندارم چشمام اصلا شروع میکنه سوزش
    ولی این مطلب تا آخرش خوندم عالی بود
    لطفا بازهم از این نوع مطالب بگذارید…..ممنون

  60. سلام، چقدر خوب و عالی ممنونم.

    • اطلاعات مفید ی که در اختیارما قراردادید ممنوم اما باید متذکر شد که افرادی وجود دارند که با پرخاش و یا توهین به دنبال ازار رساندن هستند و تا زمانیکه شما را به خشم نیاورند دست از کارها و حرفها یشان بر نمیدارند با این افراد چگونه باید برخورد کرد که وجهه اجتماعی افراد نیز دچار تزلزل نشود با تشکر

  61. خیلی زیبا بیان کردید متشکرم از مطالب مفیدی که ارئه دادید بسار لذت بردم

  62. سلام، این موضوع دقدقه ی من هم بوده و هست!
    اما مشکل من اینجاست که تمام این مطالب رو تایید میکنم و قبول دارم، اما جسارت عمل کردن بهش یه چیز دیگه است، مخصوصا در خصوصیات رفتاری.
    امیدوارم روزی برسه که همه بپذیرند که به تعداد انسانهای کره ی زمین نگرش وجود داره، و مورد تایید دیگران واقع نشدن ضعف شما نیست.
    موفق باشید

  63. خیلی ممنون از مطالب خوبتون.
    چون با زبان عامیانه بیان شده بود خیلی زود با مخاطب ارتباط برقرار میکرد.ممنون

  64. سلام کلام زیبایی دارید و بقول یکی از دوستان کلی تو سایتا گشتیم بلاخره یکی پیدا شد حرف حسابی بزنه و ما یاد بگیریم.مرسی.خدا قوت

  65. خیلی خوشم اومد به جای حرفای خشک و کلیشه ای رک حرف زدی عالیییییییییییییی

  66. دمت گرم بیست بیسته.?

  67. عالی بود، موفق باشید

  68. خیلی به جا وعالی بود ازاین همه همدلی شما ممنونم
    به امید درخشش بیشتر شما ممنونم

  69. با سلام
    من زیاد تو اینترنت سرچ می کنم و دنبال مطالب کاربردی و مفید هستم انصافا این مقاله خیلی کاربردی و مفید بود ممنون از مقاله زیباتون

  70. میثم جان چند بار وسط خواندن نوشته ات از تعجب خندیدم
    این یعنی قلم ات جذاب است
    نوپای راه تولید محتوا هستم
    چند سوال ازت داشتم اگر منت بگذاری ارتباط بگیری میتونم ازت بپرسم
    سپاس

  71. واقعا عالی بود با سپاس فروان از شما بابت این متنه خوبتان واقعا کمکه بزرگی کردین

  72. واقعا خدا خیرتون بده که حرف دل منو زدین، منم حرف مردم واسم خیلی مهم بود از الان سعی میکنم نباشه

  73. درود بر شما جناب عقیلی .. هم دهه ای محترم
    باقیات الصالحات که میگن یک نمونه اش همین مطلب پرمغز هست. قبول باشه ان شاالله. خیلی بهم آرامش داد و اون رو برای هر کسی که فکر میکردم بهش احتیاج داره فرستادم. مستدام باشید

  74. عالي بود.واقعا درود بر شما

  75. چقدر این متن به دلم نشست چون الان تو اوج ترس و دلهرم که وای خانوادم و دیگران چی راجبم فکر میکنن ولی با این متن یاد گرفتم فقط خودمم که میتونم خودمو نجات بدم و کاری کنم که موفق باشم قطعا به سمت همون چیزی ک میخوام گام برمیدارم و برام مهم نیست بقیه میخوان چی بگن.مرسی

  76. وای عالی بود . سعی می کنم از این ب بعد نگرشمو تغییر بدم و با تمرین حلش کنم.چقدر عذاب می کشیدم از این طرز تفکر . باید رو خودم حسابی کار کنم .

  77. سلام آقای عقیلی خیلی مطالبتان عالی بود کاش میشد باهاتون صحبت کرد و حرف های بیشتری بزنیم …اینستاگرامی اگر دارید ممنون میشم ادرسشو بزارید

  78. عالی عالی عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *