بامیلو بلاگ / دست نویس / پلاسکو تنها گوشه‌ای از حماسه‌ آفرینی قهرمانان واقعی ما بود

پلاسکو تنها گوشه‌ای از حماسه‌ آفرینی قهرمانان واقعی ما بود

پلاسکو ساختمانی قدیمی بود. در سال 1341 که کار ساخت آن تمام شد، یکی از مرتفع‌ترین ساختمان‌های تهران بود. اما هشدارها مبنی بر پیشگیری از خطر، به بهانه بیمه بودن نادیده گرفته شدند. آتش‌سوزی از ساعت 7:30 دقیقه شروع و حدود چهار ساعت پس از آن، پلاسکو به صورت عمودی فروریخت. بر سر آتش نشان‌ ها…

پلاسکو

ابراز همدردی آتش نشان‌ های ایرلندی به همکاران ایرانی

آتش نشان های ایرلندی (2)روز گذشته جمعی از آتش نشان‌ های ایرلندی با حضور در سفارت ایران با اهدای یک حلقه‌گل، با خانواده آتش نشان‌ های ایرانی ابراز همدردی کردند. نمایندگان ایستگاه‌ های آتش نشانی شهر دوبلین نیز دفتر خاطراتی را برای همین رویداد ناگوار امضا کردند.

داستان یک قهرمان

آتش نشان فداکار2از بچگی همه به او می‌گفتند به آتش دست نزند. به اصطلاح عامیانه می‌گفتند: «جیزه، دست نزن!». اما او لبخندی می‌زد و با شوق به آن خیره نگاه می‌کرد. کمی که بزرگ‌تر شد به فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی درباره آتش نشان‌ ها علاقه نشان داد. مادرش همیشه نگرانش بود. اما پدرش او را به دنبال کردن آرزویش تشویق می‌کرد.

نجاتهمیشه از صحنه شکوهمند پایانی آن فیلم‌ها لذت می‌برد. لحظه‌ای که مرد، پیروزمندانه کودکی را بغل کرده و از ساختمان شعله‌ور بیرون می‌آمد. حال که یک آتش نشان شده بود، آموزش‌های سختی را گذرانده و تفاوت دنیای واقعی با آن فیلم‌ها را به‌خوبی درک می‌کرد. اما به قول خودش، یک عنصر در هر دو ثابت بود: «نجات جان یک انسان دیگر»

دوستش از او پرسید: چرا این کار را می‌کنی؟ چرا شغلی کم‌خطرتر را انتخاب نکردی؟ همسر و بچه‌هایت هر روز نگران تو هستند. برای چه خودت را به خطر می‌اندازی؟

جواب داد: برای آن‌ها.

هنگامی‌که همه از شعله‌های آتش فرار می‌کردند، او و همکارانش با قدرت به همان شعله‌ها یورش می‌بردند. شجاعت، فداکاری و از خود گذشتگی تنها گوشه‌ای از حماسه‌آفرینی آتش نشان‌ ها را توصیف می‌کند. قهرمانانی که برای خدمت رسانی به مردم حاضرند جان خود را همه‌روزه فدا کنند. درجه‌ای بالاتر از این هم وجود دارد؟

پلاسکو گوشه‌ای از دلاوری های روزمرۀ آتش نشان‌ ها

زنان آتش نشانآتش نشان‌ ها از ارتفاع نمی‌ترسند. آن‌ها بر روی نردبان‌های بلند به جنگ آتش رفتند. قهرمانان دلسوز پلاسکو ساعت‌ها پس از آتش‌سوزی به این ساختمان رفتند تا مجروح‌ها را خارج کنند. نجات جان هم‌وطنان برای آنان افتخار بزرگی است.

قهرمانچند باری به داخل ساختمان رفته بود و به کمک او عده‌ای از پلاسکو خارج شدند. خواست دوباره به داخل ساختمان برود که کسی از پشت بازویش را گرفت. همکارش که با باند سرش را بسته بود و از طریق ماسک نفس می‌کشید، گفت:

احتمال ریزش کل ساختمان وجود دارد، نرو!

در پاسخش گفت:

نه! هنوز مردم داخل‌اند!

و دوباره به درون ساختمان دوید. پس از گذشت دقایقی، به‌یک‌باره پلاسکو فروریخت.

آتش-نشان-فداکارنردبان‌ها یکی پس از دیگری سقوط کردند و قهرمانان حاضر در  ساختمان، همگی غافلگیر شدند. دود و غبار تا جایی که چشم کار می‌کرد، همه‌جا را فراگرفت. مردم فریاد می‌زدند. کسانی که به ساختمان نزدیک بودند با سرعت از آن فاصله می‌گرفتند. اما آن‌هایی که در دل پلاسکو بودند چه؟ چشم همکارش از حیرت بازمانده بود. دست‌کش‌های کهنه‌اش را بر سرش گذاشت و به زمین زانو زد. به امید اینکه زنده بمانند. دعا می‌کرد که زنده بمانند.

قهرمانان پلاسکو در دل مردم زنده می‌مانند

آتش نشانیانسان‌های بسیاری عمر طولانی خود را گذراندند و تنها زندگی کردند. آن‌ها پس از مرگ به‌سرعت فراموش شدند. اما کسانی که به نام انسانیت، جان خود را فدا می‌کنند، همیشه در یاد مردم زنده می‌مانند. بزرگ مردانی که روز خود را باهدف «قربانی نشدن دیگران» آغاز می‌کنند. به لطف این از خود گذشتگان، مردم شانسی دوباره برای ادامه زندگی پیدا می‌کنند. آن‌ها همان قهرمانان فروتنی هستند که در خیابان‌ها به‌سادگی از کنارشان می‌گذریم.

سخن آخر

سخن آخرحادثه خبر نمی‌کند. فروپاشی پلاسکو برای همه زنگ خطری است. تجهیزات خدمات‌رسانی در تمام عرصه‌ها نیاز به ارتقا و بهبود دارند. تهران شهر بزرگی است و برای حفاظت از آن تنها تمهیدات نظامی کافی نیست. اگر آن زلزله سنگینی که سال‌هاست به تعویق افتاده سرانجام رخ دهد چه اتفاقی می‌افتد؟ بیمه بودن مغازه‌های پلاسکو نه به حفظ نجات جان کسبه آن کمکی کرد و نه به آتش نشان‌ هایی که برای کمک به مردم به داخل آن شتافتند. بهتر نیست به‌جای درمان، به راه‌حل‌های پیش‌گیری از وقوع حادثه بیشتر توجه کنیم؟

آتش نشان‌ ها، قهرمانان واقعی و فرشتگان نجات مردم هستند. هنگامی‌که می‌دانیم، هنوز غریبه‌ای وجود دارد که با تمام وجود، خودش را برای نجات ما به خطر می‌اندازد احساس امنیت می‌کنیم. به شما افتخار می کنیم و از شما متشکریم.

نویسنده: سپندار معینی

سپندار فعالیتش در زمینه مد و لباس را از سال 1388 شروع کرد. هدف همکار آرام و خون گرم ما، انتقال دانش و آشناسازی تمامی علاقه مندان، با مد روز و سبک چهار پایتخت بزرگ مد جهان است. در کنار مباحث کاهش وزن و سبک زندگی سالم، سپندار به فراگیری زبان های مختلف، ترجمه همزمان، داستان نویسی، سریال و فیلم، بازی های رایانه ای، آشپزی ( به قول خودش در حد فست فود بلده!) و پیاده روی علاقه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *