بامیلو بلاگ / سبک زندگی / فرهنگ و هنر / هالک علیه ثور راگناروک

هالک علیه ثور راگناروک

در بین ابرقهرمانان دنیای مارول (ناشری که آثار کامیک بوکی یا همان داستان های مصور را خلق و منتشر می کند و از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است) شخصیت ثور (خدای تندر) تور یا Thor یکی از بی منطق ترین و عجیب و غریب ترین آنهاست و حضورش در پرده سینما نیز همین رویه را دارد. البته در اینکه اصولا ابرقهرمانان (به جز چند مورد مثل بتمن) در دنیایی فانتزی و غیرواقعی زندگی می کنند شکی نیست اما دنیای خدایان روم باستان در ماجرهای ثور راگناروک به نوعی یک High Fantasy حساب می شود و درک کردن آن کمی سخت است.

خلق دنیاهای ابرفانتزی کاریست که دست اندرکاران مارول با آثاری چون «نگهبانان کهکشان» از آن سربلند بیرون آمده اند و فیلم سوم ثور هم توانسته در ادامه همین موفقیت به نزدیکای قله سینمایی برسد.

این مطالب را نیز بخوانید:

تولد یک اژدها نگاهی به زندگی بروسلی

روز سینما به مناسبت بزرگداشت صدمین سال ورود سینما به ایران

نگهبانان کهکشان ۲ ٬ دنیای دیوانه دیوانه دیوانه

قسمت پایانی فصل هفتم بازی تاج‌وتخت پربیننده‌ترین اپیزود تاریخ تلویزیون شد

این فیلم می تواند با تک تک سکانس های خود (که در آن موضوع اضافه ای به چشم نمی خورد) عقل و هوش از سر بیننده را بپراند و کاری کند که عاشق آن بشود. البته این بدان معنا نیست که ثور راگناروک عاری از هر ایراد و مشکل است ولی می توان آن را بهترین فیلم سری کاراکتر قهرمان آن دانست و آن را در پله ای بالاتر از واندروومن، بهترین فیلم ابرقهرمانی امسال تا کنون دانست (باید منتظر ماند و دید که فیلم «لیگ عدالت» که متعلق به کمپانی رقیب مارول است در اواخر پاییز چه می کند.)

هالک علیه ثور راگناروک

توجه داشته باشید که این مطلب در مواردی مجبور به لو دادن داستان فیلم می شود. ثور راگناروک (با بازی کریس هموروث) بعد از بازگشت به آزگارد، سرزمین پدری اش و در کمال ناباوری در می یابد که برادرش لوکی(با بازی تام هیدلستون)، زنده است (تماشاگران اگر به خاطر داشته باشند آخرین بار در فیلم دوم، ثور فکر کرد که لوکی مرده است.) سپس بعد از این تجدید دیدار غیرمنتظره یک ملاقات غیرمنتظره تر رخ داده و ثور و برادرش با دکتر استرنج، دیگر قهرمان دنیای سینمایی مارول با بازی بندیکت کامبریج، دیدار می کنند.

خدای اسپویل بود این حرکت و احتمالا الان دارید فحشم می دهید.

این دیدار چند دقیقه ای منجر به یافتن ادین، پدر این دو می شود که چند وقتیست غیبش زده و کنج عزلت گرفته است. ادین (با بازی آنتونی هاپکینز) می میرد و قبل از مرگ خطر آمدن خواهری ناپیدا به نام هرا را به دو پسر خود می دهد. هرا (با بازی کیت بلانشت) که زمانی هم رکاب ادین بوده و در همه جنگ ها او را همراهی می کرده وارد کارزار شده و با قدرت مافوق تصورش ضمن خرد کردن چکش ثور، دو برادر را به جایگاهی دورتر از کره زمین می فرستد. سیاره ای که در آن بازی گلادیاتورها بسیار رواج دارد و ثور دست بر قضا مجبور به شرکت در مسابقات گلادیاتوری می شود، جایی که ناگهان سر و کله دوست او یعنی هالک (با بازی مارک  روفالو) به عنوان یک اسیر گلادیاتور دیگر پیدا می شود. مشکل بزرگی که اینجاست اینست که هالک، بعد انسانی خود یعنی دکتر بروس بنر را به کلی فراموش کرده و مدتهاست در هیبت این هیولای سبزرنگ در این سیاره می جنگد و در نتیجه دوست دیرینه خود را به هیچ وجه نمی شناسد…

فراتر از «جنگ داخلی»

همان طور که اگر طرفدار این سری هستید و فیلم های مارول و علی الخصوص شخصیت ثور را دنبال کرده باشید می بینید که این اثر سینمایی در حقیقت خلا نبود دو شخصیت محبوب این فیلم ها یعنی هالک و ثور را در فیلم «جنگ داخلی» را به تصویر می کشد و به ما نشان می دهد که این دو در خلال رخدادهای آن نبرد عظیم در کجا بودند و چه می کردند. فیلمنامه وام گرفته از چندین کامیک بوک مختلف از هر دو شخصیت است ولی نمی توان تاثیر بسزای یک عنوان خاص یعنی «سیاره هالک» را از نظر پنهان کرد. تغییراتی که در این داستان شکل گرفته لطمه یا به فیلم وارد نکرده و گاها به خاطر موارد کپی رایت بوده (شاید ندانید ولی کمپانی دیزنی و مارول هنوز حقوق کامل شخصیت هالک را به دست نیاورند و این کاراکتر به طور اختصاصی هنوز به استودیو یونیورسال تعلق دارد.)

ترکیب ثور و هالک و نبرد آغازین این دو از تمام جنگ ابرقهرمان های فیلم جنگ داخلی بهتر از آب در آمده و هیجان مضاعفی دارد چرا که دو ابرقهرمان همه فن حریف با هم می جنگند. به شخصه فکر می کردم حضور این دو در کنار هم شیمی جالبی نداشته باشد ولی بعد از دیدن فیلم پی به اشتباه بزرگم برده و معتقدم که این زوج ابرقهرمان با وجود نداشتن هیچ سنخیتی با یکدیگر توانستند تبدیل به یکی از بهترین و بامزه ترین و البته قوی ترین زوج های ابرقهرمانی سینما بشوند.

روندی که کمپانی مارول بر خلاف رقیب خود یعنی شرکت دی سی پیش گرفته ساخت فیلم هایی با روحیه خوب و مثبت و پر از شوخی است. تم شاد و پر انرژیک مارول شاید کمی در نگاه اول بچه گانه به نظر برسد ولی بعد از گذشت چند دقیقه معلوم می شود که برای هر مخاطبی جذاب است. تاریکی و بزرگسالانه بودن فیلم های دی سی با قهرمانان آن جور در می آید ولی اگر به مقوله هالک به طور جدی و فلسفی وار بنگریم می شود همان فیلمی که «آنگ لی» در سال 2001 از روی این شخصیت ساخت و در گیشه به شکست تبدیل شد. پس شخصیت ها و دنیای فانتزی بیش از حد مارول ایجاب می کند تا فضای داستان و فیلمنامه را به سمت خنده و شوخی پیش ببرد و خوشبختانه این شوخی را به مرز لودگی نمی کشاند.

این اثر یکی از فیلم‌های کمپانی مارول است که به‌درستی می‌داند در کجا خنده و مسخره‌بازی را به میان بیاورد و در کجا باید بیننده را میخکوب کند و هیجان بیافریند و به قول منتقد نیویورک تایمز همین امیر موجب شده تا در دنیایی که فیلم‌های بلاک باستری مختلف، روز به روز تیره و تارتر می‌شوند (جنگ ستارگان و کاراییب جدید را نگاه کنید)، اکران چنین اثری که علاوه بر بلاک باستری و ابرقهرمانی بودنش حس طنز و شوخی و سرگرم‌کنندگی را دارد، لذت‌بخش باشد.

جلوه های ویژه فیلمی که بیش از 80درصد آن در فضا و سیارات گوناگون به سر می برد باید یک سر و گردن از سایر آثار هالیوودی بالاتر باشد و خوشبختانه در ثور 3 شاهد چنین کیفیتی در ساخت صحنه های اکشن و کاراکترهای آن هستیم. برخلاف جلوه های ویژه فیلم اسپایدرمن جدید (اثر دیگری از استودیو مارول) که در برخی صحنه ها به شدت مصنوعی می نمود، ثور 3 با وجود عظیم تر بودن سکانس هایش به شدت با کیفیت است و به پای آثار معروفی در این زمینه چون «ربات های مبدل» می رسد.

شخصیت هایی که محو می شوند

در بین تمام تعاریفی که از فیلم شد باید به ضعف موسیقی آن اشاره داشت که برای صحنه های عظیم کم می آورد و در برخی موارد ریتمی به شدت تکراری در زمره فیلم های ابرقهرمانی دارد. جدا از موسیقی متن ضعیف باید به حفره های داستانی فیلم اشاره داشت. یک از نفاط ضعف مارول در غالب آثارهایش درنیامدن روابط عاشقانه بین شخصیت هاست. مارول به راحتی بازیگران و کاراکترها را کنار می گذارد و در فیلم سوم ثور ما عملا نه ناتالی پورتمن (معشوقه ثور در دو فیلم اول این مجموعه که نقش بسیار پررنگی هم در داستان های کامیک بوکی امروزه ثور در دنیای کتاب هایش ایفا می کند) را می بینیم و نه حتی اسمی از کاراکتر او به میان می آید،

انگاری این شخصیت هیچ گاه در فرنچایز سینمایی حضور نداشته و تا الان یک موهوم بوده است! جدا از این مسئله که خشم بسیاری از طرفداران را موجب شده، نواقص دیگری چون اینکه کاراکتر هرا در این چند سال عملا کجا بوده که تا الان پیدایش نشده و یا اینکه روابط بیمارگونه دو برادر قصه یعنی ثور و لوکی چرا در نهایت به دوستی منجر می شود و… از دیگر مواردی هستند که به صورت حفره در فیلمنامه اثر به چشم می آیند. فیلمنامه ای که انقلابی در اقتباس کامیک بوکی است و وقایعی را ساخته که کاملا از دنیای کتاب های ثور جداست و احتمالا طرفداران کامیک بوک آن را خوشحال نکند.

مارول به صحنه های بعد از تیتراژ خود شهرت یافته، در این سکانس های کوتاه گراهایی به آینده دنیای سینمایی آن داده می شود که معمولا بیننده را به وجد می آورد اما ثور 3 با وجود داشتن 2 صحنه پایانی بعد از تیتراژ هیچ نکته خاص و هیجان انگیزی را برخلاف تمام مدت زمان 2 ساعته خود به بیننده القا نمی کند.

ثور راگناروک

ثور (تور یا Thor( 3: راگناروک (که اشاره به افسانه های اهالی اسکاندیناوی و به نوعی معنای روز قیامت و آخرت می دهد) با وجود نواقصی که در فیلمنامه دارد توانسته با بازی بی نظیر و پر از هیجان بازیگران خود (ادرس آلبا را نیز نباید فراموش کرد که در میان جمع ستارگان فیلم بسیار خوش می درخشد) که دیگر در این سال ها در نقش هایشان جا افتاده اند، و همچنین با ریتم بسیار تند خود یک فیلم بلاک باستری مفرح را به ارمغان بیاورد که مخاطبین این قبیل آثار را کاملا راضی نگهدارد. این فیلم در دنیای سینمایی مارول آنچنان حرفی که به پیشرفت داستانی آن مربوط شود ندارد ولی جایگاه خوبی دارد چرا که توانسته آن شور و اشتیاقی را که در طی سالیان دراز از فیلم‌های ابرقهرمانی کسب نکرده بودیم را به همراه داشته باشد.

نویسنده: آرش پارساپور

آرش روزنامه نگار این مملکت است. البته این رشته را در دانشگاه خوانده و بعدا فهمیده که میتوانست هرچیزی بخواند ولی روزنامه نگار شود. به نوعی گیک محسوب می شود و عاشق کتاب و بازی و فیلم و تکنولوژی و امثالهم می باشد. داشتن کتابخونه قدر فیل و همه کنسول‌های بازی و 30ترابایت فیلم گواه این سخنان است. در همین زمینه‌ها نیز می نویسد و البته با همه چیز و همه کس شوخی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *