بامیلو بلاگ / سبک زندگی / فرهنگ و هنر / ده هنرمندی که سبک های هنری قرن بیستم را تغییر دادند
سبک های هنری قرن بیستم

ده هنرمندی که سبک های هنری قرن بیستم را تغییر دادند

قرن بیستم زمانه‌ی تغییرات سریع و بنیادین در عرصه‌ی هنر و کارهای هنری بود. در این دوره مفاهیم سنتی به چالش کشیده شدند. نقش هنرمند، رابطه‌ی بین معنا و بازنمایی، و انبوه تصاویر تولیدشده دوباره بازتعریف شدند. در اینجا چهره‌های کلیدی هنر قرن بیستم را فهرست کرده‌ایم که هر یک انقلابی در سبک های هنری به پا کردند.

انقلاب در سبک های هنری قرن بیستم

۱. لوئیز برجس

برجس طی زندگی‌اش در حلقه‌های معدودی فعال بود و به همین خاطر آثارش تنها در اواخر حیات وی در همه جا شناخته شدند. آثار برجسته‌ای همچون نابودی (۱۹۷۴) یک اینستالیشن ساخته‌شده از پلاستیک و گچ است، یا اثر بزرگش ممن (۱۹۹۹) یک مجسمه‌ی برنزی ۹ متری به ‌صورت تار عنکبوت است. آثار برجس عمیقا شخصی هستند و به تروماهای کودکی‌اش می‌پردازند. او مضامینی همچون جنسیت، ناخودآگاه، و هیجان سرکوب‌شده را برای مخاطبان ترسیم می‌کند. برجس بیش از همه به خاطر ترجمه‌ی این مفاهیم ذهنی به نمادهای بصری ترسناک شهرت یافته است. برجس با استفاده از آثارش هم هنر اینستالیشن و هم هنر فمینیستی را کاملا دگرگون کرد.

۲. مارسل دوشان

مجموعه آثار دوشان بسیاری از جنبش‌های هنری قرن بیستم از جمله دادائیسم و فوتوریسم را از خود ملهم کرد. امروزه دوشان را بیش از همه به خاطر اثر مناقشه‌برانگیزش فواره (۱۹۱۷) می‌شناسند که یک پیشابگاه چینی است که دوشان بر روی آن با نام جعلی آرموت امضا می‌زند. این اثر همزمان غیرمتعارف و سرگیجه‌آور است و ذهن را عمیقا تشدید و تحریک می‌کند. آثار او عمیقا بیانگر گرایش‌های دادائیستی‌اش هستند. دوشان همراه با معاصران هنری، ادبی، و سیاسی زمانه‌اش علیه مفهوم ارزش هنری و ذوق خوب شورش کرد. او طرفدار هنری بود که بتواند بر ذهن تأثیر بگذارد و نه بر چشم‌ها.

۳. فریدا کالو

زندگی اسطوره‌ای کالو، زاده‌ی ۱۹۰۷ در مکزیکوسیتی، آکنده از درام، تروما، و تراژدی است. او در ۱۶ سالگی به حادثه‌ی رانندگی بسیار شدید و مهلکی دچار می‌شود و در نتیجه‌ باقی زندگی‌اش را با دردهای مزمن و سلامت ضعیف سپری می‌کند. او طی دوران رابطه‌ی متلاطمش با نقاش سیاسی دیاگو ریورا از انواع و اقسام تشویش‌های عاطفی رنج برد و به خاطر تصادف دوران کودکی‌اش هرگز نتوانست صاحب فرزند شود. این مشکلات اثرات عمیقی بر آثار هنری پرشور و سرگیجه‌آورش گذاشتند. سرشت آثار کالو را کندوکاوی قوی و مصمم در تجربه‌های شخصی، هویت، و جنسیت می‌دانند. فریدا کالو را به‌طور گسترده یک سوررئالیست خوانده‌اند اما خود کالو این لفظ را شدیدا رد می‌کند چراکه از زن‌ستیزی موجود در حلقه‌های سوررئالیستی و تحقیرهای فرویدی مردانه‌شان در مورد زنان بیزار است. در عوض، او پیچیدگی عمیق تجربه‌ی زنانه را آشکار می‌کند و دقت بینش بی‌همتایش را در مورد مناسبات انسانی بین مردان و زنان نشان می‌دهد.

اگر از طرفداران هنر هستید دیدن ۱۵ شهر برتر جهان برای دوستداران هنر می تواند برایتان بسیار جذاب باشد.

پانزده شهر برتر جهان برای دوستداران هنر

۴. آنیش کاپور

کاپور در ۱۹۵۴ در بمبئی هند متولد می‌شود. او یکی از مردمی‌ترین هنرمندان معاصر و یکی از موفق‌ترین مجسمه‌سازان در قرن اخیر است. آثار او مجموعه‌ای متنوع از انواع زیبایی‌شناسی‌ها را به صدا درمی‌آورند. آثار اولیه‌اش مضامین غربی و شرقی را همزمان در خود دارند و از مواد خام طبیعی همچون ماسه‌سنگ و سنگ خارا استفاده می‌کنند که با رنگ‌های متنوع و شکل‌های ساده دستکاری شده‌اند. مجسمه‌های بزرگ متأخرش یک مقیاس شگفت‌آور تاریخی را تجربه می‌کنند. آن‌ها سطوح بازتابی خاصی دارند که مفاهیم چشم‌انداز و ساختار را معوج کرده‌اند. استفاده‌اش از موم قرمز در اینستالیشن‌ها تکان‌دهنده و پرشدت است درحالی‌که چکش‌خواری مجسمه‌ها و دگرگونی پیوسته‌شان ایده‌های خلاقیت و فرم هنری را به پرسش می‌کشند.

۵. جف کونز

کونز یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنر معاصر است. او خودش را هنرمندی توصیف کرده که می‌کوشد هنر را به سمت قرن بیست‌ویکم پیش ببرد. کونز تمام مفاهیم قدیمی هنر را به چالش می‌کشد و در پی انقلاب در تمایزات سنتی بین هنر والا و هنر تجاری است. کونس با الهام از آثار دوشان و وارهول مفهوم هنرمند به‌عنوان یک خالق اصیل را به پرسش می‌گیرد. او در عوض از تبلیغات مبتذل، اشیای بی‌اهمیت، و مصالح غیرجذاب بهره می‌برد اما آن‌ها را در بستری قرار می‌دهد که هنری در نظر گرفته می‌شوند. او به خاطر همین تحقیر جایگاه هنرمند از طرف بسیاری به نقد کشیده شده است و با این حال یکی از مناقشه‌برانگیزترین و تاثیرگذارترین هنرمندان مردمی قرن اخیر است.

۶. جورجیا اوکیف

اوکیف پیشروترین هنرمند در مسیر ارتقای مدرنیسم آمریکایی است. مدرنیسم آمریکایی جنبشی بود که طی سال‌های بین دو جنگ جهانی به شهرت و محبوبیت زیادی رسید. نقاشی مدرنیستی در پی بازنمایی کثرت معناها بود و نمی‌خواست یک بازنمایی محض از چیزها به دست دهد. آثار اوکیف به خاطر حذف مرزهای بین نابودی و انتزاع به شهرت رسیدند. نقاشی‌هایش طبیعت مناظر جنوب غربی آمریکا را به تصویر می‌کشیدند اما به شیوه‌ای که لایه‌های معنایی تازه‌ای را خلق می‌کردند. نقاشی‌های معروفش از گل‌ها این سوژه‌های کلاسیک را به روشی نو بازنمایی می‌کنند، یعنی با تمرکز بر مرکز گل‌ها که اندام‌های تولیدمثل در آن قرار دارند. او با حذف بافت نقاشی از آثارش به یک هنرمند انتزاعی و سوررئالیستی بدل شد که ادراک‌های تازه‌ای را در مورد چیزها به بیننده القا می‌کند.

۷. پابلو پیکاسو

پیکاسو یکی از سرشناس‌ترین هنرمندان قرن بیستم است که اثر زیادی در خلق جنبش کوبیستی در نقاشی داشت. او مفهوم هنر را از پایه دگرگون کرد. نقاشی‌اش بانوی اوینون (۱۹۰۷) یک اثر کوبیستی اولیه است که ایده‌های سنتی در تناسب و چشم‌انداز را به نفع فرم‌ها و خط‌های هندسی کنار می‌گذارد تا به بازنمایی تازه‌ای از هیجان‌ها و احساس‌ها برسد. پیکاسو به دنبال بازنمایی واقعیت‌ها نیست. از همین جا بود که او کوبیسم را به نهایتش سوق داد و یک نقاشی تخت و دوبعدی ارائه کرد. در آثارش موضوع نقاشی به مجموعه‌ای از شکل‌ها تقلیل می‌یابند. او نزدیک به هفتاد سال و تا زمان مرگش در ۱۹۷۳ به نقاشی ادامه داد. نقاشی‌های او برخی از مهم‌ترین مسائل تاریخی و سیاسی‌اجتماعی قرن ما در خود گنجانده‌اند.

در طی جنگ های جهانی آثار هنری زیادی مفقود شدند یا از بین رفتند. در مطلب آثار هنری مشهوری که نازی‌ها دزدیدند بیشتر در این مورد بخوانید.

آثار هنری مشهوری که نازی‌ها دزدیدند

۸. جکسون پولاک

پولاک یکی از چهره‌های پیشرو در اکسپرسیونیسم انتزاعی است. نقاشی‌هاش یک تکنیک خاص در پرتاب قطرات رنگ روی سطح بوم را نشان می‌دهند بدون اینکه هنرمند از هیچ قلم‌مو یا ابزار دیگر بهره ببرد. این آثار هیچ روایت یا داستانی در خود ندارند. برعکس، پولاک می‌خواهد خود عمل نقاشی‌کردن را به پرسش بکشد و در آن دست به جستجو بزند تا در نتیجه بتواند رابطه‌اش با خود رنگ و تلاش‌هایش برای دستکاری رنگ‌ها را بیان کند. آثار پولاک اثرات عمیقی بر هنرمندان انتزاعی گذاشته و مقولات بازنمایی و معنا را در هنر به نقد کشیده است.

۹. سیندی شرمن

شرمن را هنرمند پیشرو اواخر قرن بیستم در زمینه‌ی زیبایی‌شناسی عکاسی می‌دانند. عکس‌های او جستجویی تکان‌دهنده در مفاهیم بشر، خود، و هویت است. شرمن هم در تحصیلات و هم در آثار هنری‌اش بر عکاسی متمرکز می‌شود چراکه معتقد است عکاسی بهتر از هر هنر دیگری می‌تواند وسیله‌ی بیان هنرمند را متجلی سازد. شرمن خصوصا به رسانه و شیوه‌های بازنمایی علاقه داشت. آثار برجسته‌اش خود او را در لباس‌ها، حالت‌ها،‌ و داستان‌های متفاوت نشان می‌دهد که تصویر متعارف از زنان در رسانه را به استهزا می‌گیرند. برخی از مجموعه‌آثارش او را به صورت یک آیکون روی صفحه نمایش نشان می‌دهند به نحوی که هویت واقعی و ظاهر جسمانی به یکدیگر پیوند می‌خورند. او قصد دارد ساده‌سازی و شی‌انگاری زنان در جامعه‌ی معاصر را به پرسش بکشد.

۱۰. اندی وارهول

همگان وارهول را به‌عنوان چهره‌ی اصلی جنبش پاپ‌آرت می‌شناسند. او برخی از درخشان‌ترین آثار قرن بیستم را تولید کرده است. آثار او بر وضعیت جاری زندگی‌های روزمره در دهه‌ی پنجاه و شصت نفوذ کردند و اثراتی فرهنگی داشتند. وارهول اغلب از تصاویر آشنا، مبتذل، و تبلیغاتی استفاده می‌کند تا در رابطه‌ی بین هنر و تصاویر تجاری به کندوکاو بپردازد. وارهول خصوصا به خاطر معرفی تکنیک سیلک‌اسکرین در نقاشی شهرت دارد. آثار او تقریبا شکل‌وظاهر یکسانی دارند اما طبیعت واقعی تولید انبوه محصولات مصرفی و رسانه را بازتاب می‌دهند. برخی منتقدان هنری معتقد بودند که هنر زیر بار فرهنگ مصرفگرای جدید خفه خواهد شد اما وارهول این دو را با هم ترکیب کرد تا ماهیت هنر را از طریق ماهیت فرهنگ مصرفی مورد بررسی قرار دهد.

نویسنده: نیما پارسه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *