جری لوییس
بامیلو بلاگ / سبک زندگی / بیوگرافی / جری لوئیس غول آخر کمدی درگذشت – بیوگرافی

جری لوئیس غول آخر کمدی درگذشت – بیوگرافی

جری لوئیس بازیگر فیلم های کمدی درگذشت.آن هم در ۹۱سالگی. عمر با عزتی کرد و تا لحظه آخر نیز از پا نیفتاد. این هنرپیشه و کمدین محبوب هالیوودی در ایران نیز از محبوبیت بسیار ویژه ای برخوردار بود و در دهه ۳۰ شمسی اوج محبوبیت وی بود.در این مقاله نگاهی به زندگی و فراز و نشیب های او داریم و از آنجا که وی کمدینی بزرگ بود با خنده و شادی به سبک خودش و فیلم هایش و لب های همیشه خندانش از او یاد می کنیم. باشد که روحش دچار بدبختی های زندگی شخصیت های سینماییش نباشد و مورد آرامش قرار گرفته باشد.

جری لوئیس کی بود؟

وی در خانواده ای آمریکایی در سال 1926 در روز 16 مارچ چشم به جهان گشود. وسط نیوجرسی. در خانواده ای که شغل و پیشینه نمایش و تیاتر در خونشان بود بزرگ شد . پدرش با نام مستعار دنی لوئیس به روی صحنه ها می رفت و مادرش نیز رای لوئیس با نواختن پیانو در ایستگاه رادیویی نیویورک یک لقمه نان حلالی در میاوردند. (خوشبختانه نوازندگی زن حرام نیست) این خانواده هنری در ضمن هنرپرور نیز بودند و جری لوئیس هم در سن ۵ سالگی وارد کارزار فرهنگی شد.

جری لوئیس جری لوییس
کودکی در کنار پدر و مادر هنرمندش

در همین سن و سال بود که در تیاترها شروع به نقش آفرینی کرد. یک دهه بعد یعنی وقتی ۱۵ سالش شده بود بعد از جشن تکلیفی در دبیرستانشان از مدرسه بیرون آمده و زندگی حرفه ایش را به عنوان یک مجری پیشی گرفت. اصولا دقت کنید اکثر آدم های موفق درس و دانشگاه را ول کردند و ما ول معطلیم ! جری لوئیس به نوعی پدر معنوی دابسمش این روزها به حساب می آید و نمایشی تحت عنوان ((هنر رکورد)) یا ((هنر ضبط)) داشت که در آن آهنگ های مختلف را هنگامی که پخش می شدند لب می زد و بامزه بازی نیز در می آورد بعد از این اجراها چون به مشکلاتی در زندگی برخورد کمی سرخورده و دپرس شد و قصد کنار گذاشتن صحنه و کمدی را داشت.

جری لوئیس جری لوییس وقتی در فکر زدن فلافلی یا آب هویجی بود یکی از دوستان پدرش به نام مکس کلمن که از قضا کمدین هم بود به او کمک کرد تا سرپا بایستدد و دست از تلاش بر ندارد. درست مثل دوست پدر من که بعد از هر پک عمیق سیگار به من و پسرش می گوید شماها هیچ …هی نمی شید! چری لوئیس در هتل براون کار اجرایی می کرد و این بار کسب و کارش کمی رونق گرفت.در آن سال ها کمدین دیگری به اسم ایروین کی برای رسیدن به جاهای بالاتر بسیار بدو کمک کرد

جری لوئیس جری لوییس
پرفسور دیوانه یکی از محبوب ترین فیلم های کارنامه هنری جری لوئیس است

جری لوئیس و دین مارتین

.در سال  1945 وسط هتل هت گلاس در نیویورک با خواننده ای به نام دین مارتین چشم تو چشم شد.پیشنهاد همکاری به او داد و این دو با هم نمایشنامه ای کمدی نوشتند و آن را در کلاب های شبانه به روی صحنه بردند.این کلاب ها جای بسیار بدیست و برای جوانان غیور ما بسیار جیز تشریف دارد. کار و بار جفتشان هم گرفت و کم کم برای خودشان طرفدارانی دست و پا کردند و درآمدشان از ۲۵۰ دلار در هفته رسید به ۵ هزار چوق در هفته. درآمدی که ۷۰ سال پیش این دو در می آوردند بنده در ۷۰ سال آتی نیز احتمالا به دست نمیارم.

جری لوئیس جری لوییس
جری لوئیس و دین مارتین زوج کمدی هنری آن سال ها

در سال 1949 این دو توانستند آنقدری جمع کنند که یک برنامه رادیویی مخصوص خودشان به اسم نمایش مارتین و لوئیس داشته باشند. بعد رییس استودیو پارامونت یکی از اجراهای آنان را دید و قراردادی با آن ها برای یک فیلم سینما بست. اثری سینمایی با نام دوست من ایرما. این فیلم گرفت و نیویورک تایمز در بررسی آن کلی از کمدین دیوانه ای به اسم جری لوئیس که به تازگی در سینما نقش آفرینی می کرد نوشته بود.همچنین از دین مارتین و صدای جادویی اش تعاریف مختلفی در مجله شده بود و نویسنده در آخر به جری لوئیس لقب بامزه ترین موجود سینما را داده بود.

جری لوئیس جری لوییسدر دهه بعد دین مارتین و جری لوئیس بی جنبه بازی در آوردند و ۱۶ فیلم دیگر با همکاری و شرکت یکدیگر ساختند. فیلم های همچون ؛دوست من ایرما به غرب می رود؛ هالیوود یا بدبختی و… . البته این زوج در آثار تلویزیونی نیز ظاهر می شدند که در دهه ۵۰ از جعبه جادویی پخش می شد.در اواخر همین دهه رابطه کاری و دوستانه آن دو به عظمی رفت و با موفقیت بیشتر جری لوئیس نسبت به دین مارتین یک سری اختلافات بین این دو صورت گرفت. بعد هم دین مارتین را از کار خود جدا کرد و در سال 1956 به صورت رسمی و انفرادی وارد بازار کار تنها و تنها شخص شخیص خودش شد.

جری لوئیس جری لوییس
فیلم پسر خدمتکار اولین اثری بود که خودش آن را کارگردانی کرد

فیلم های تک نفره

بعد از جدایی از دین مارتین جری لوئیس در نقش های تک نفره هم بسیار موفق ظاهر شد. همچنین در این سال ها به عنوان کارگردان نیز چندباری پشت دوربین قرار گرفت و هنر خود را به رخ دیگران کشید. اولین فیلم بدون حضور دین مارتین برخلاف تصور قبلی بسیار فروش کرد و یک شبه او را تبدیل به سوپراستار کرد.احتمالا در این برهه زمانی دین مارتین به غلط کردن افتاده بوده ولی کار از کار گذشته بوده است.لوئیس بعد از موفقیت فیلم تکی خود قرارداد جدیدی با پارامونت بست که شنیدن آن در این دور و زمانه هم نسبتا سوت را به کله مبارک سوق می دهد. یک قرارداد ده میلیون دلاری به علاوه شصت  درصد فروش فیلم ها. این قرارداد تا آن موقع سنگین ترین قرارداد یک بازیگر با یک استودیوی سینمایی محسوب می شد و به نوعی کاملا در محافل سینمایی نقل مجالس شده بود.

در ضمن در قرارداد حتی به او اجازه کارگردانی بعضی از آثارش را داده بودند و اینجا بود که برای اولین بار پشت صندلی کارگردانی قرار گرفت و فیلمی با نام پسر خدمتکار را ساخت.فیلم های دیگری همچون پرفسور دیوانه و روزی که دلقک گریست در ادامه موفقیت های او ساخته شد. بعدها بعد از گذشت زمانی نسبتا طولانی در فیلم مارتین اسکورسیزی با نام پادشاه کمدی نقش آفرینی کرد که در برابر رابرت دنیرو قرار گرفت. این فیلم جزو آثار متفاوت و نسبتا جدی او تا به آن زمان به شمار می رفت.

جری لوئیس جری لوییس
جری لوئیس بعد از جدا شدن از دین مارتین خودش پشت دوربین هم رفت و کارگردانی کرد

بعدهای دیگری از زندگی جری لوئیس

لوئیس به خاطر تجربه خوب و قوی که در زمینه کارگردانی و بازیگری و تهیه کنندگی داشت در سال 1967 در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مشغول به تدریس سینما هم شد.سخنرانی های متعدد وی گردآوری شد و در یک مجلد جداگانه به طبع چاپ رسید. جری لوئیس جزو معدود بازیگران هالیوودی آن زمان بود که در کشورهای اروپایی هم طرفداران زیادی داشت. مثلا کشور فرانسه به او در طول زندگانی هنری اش سه بار جایزه بهترین کارگردان را اعطا کرد. در همه جای دنیا به اسم جری شناخته شده بود و این نام تبدیل به برند او شده بود.

جری لوئیس جری لوییس
یک عکس تبلیغاتی

لوئیس در کنار کار هنری اش با مشکل دیستروفی نیز دست و پنجه نرم می کرد. این بیماری باعث تحلیل رفتن و از بین رفتن تدریجی ماهیچه های بدن می شود.او به بنیادهای مبارزه با این بیماری هم نیز کمک های مالی و فکری بسیاری می کرد و به همین سبب هم در سال 1977 نامزد جایزه صلح نوبل شده بود که البته آن را نبرد. البته بعدها در سال 2009 جایزه کارهای انسانی و خیرخواهانه را در مراسم اسکار به دست آورد و از زحمات او در این باره قدردانی شد.

جری لوئیس جری لوییس
برعکس قیافه خنده دار و دلقک وار وی در فیلم ها چهره ای جذاب داشت

خانواده جری

جری لوئیس با پتی پالمر در سال 1944 ازدواج کرد و ماشین جوجه کشی راه انداختند و شش فرزند آوردند. این دو بعد از نزدیک چهل سال در سال 1980 جدا شدند و سه سال بعد از این جدایی وی دوباره تجدید فراش کرد.در این تجدید فراش احتمالا به خاطر تحلیل رفتن قوای جسمانی آقای لوئیس آن دو دختری را به سرپرستی قبول کردند. در سال 2009 کوچکترین فرزند وی (از همان شش تا) که درگیر مواد مخدر نیز شده بود در سران 45 سالگی خودکشی کرد. جملاتی که لوئیس چند سال بعد یعنی سال 2014 در یک مصاحبه تلویزیونی من باب این تراژدی گفت نشان دهنده شکستن او بعد از این حادثه غم انگیز بود. وی گفته بود:

اون پسر من بود! و حالا دیگه نیست و مرده. نکته بدش اینه که من نتونستم کاری برایش انجام بدهم و صدهابار خودم را به همین خاطر ملامت کردم . میدونین. هیچ وقت نمیشه از این ماجرا عبور کرد و فراموشش کرد.

جری لوئیس جری لوییس
او تا سران پیری هم کاراکتر خود و شوخی های خود را در همه جا حفظ می کرد و هیچ وقت خود ر بازنشسته نکرد

البته در سال 2009 یک خانوم هم از خدا بی خبر آمد و ادعا کرد که دختر اوست و البته ادعای او با تست دی ان ای درست از آب در آمد! حالا از کی بوده و چرا بوده و این ها به ما ربطی ندارد! در همین سال او کتاب زندگینامه خود هم نوشت. کتابی به نام: جری لوئیس و پدر من.آیینه های روبرو

جری لوئیس جری لوییسسال های آخر عمر جری لوئیس

در مارچ 2014 جری لوئیس بار دیگر به صحنه رفت و تمام ۲۴۰۰ صندلی سالن در ضرب فروش رفت. در همین سال ها در فیلم های سینمایی تک و توکی نقش آفرینی ها کمی داشت و مثلا با نیکلاس کیج در یک فیلم بازی کرد. البته بازی های او عمدتا افتخاری بودند و صحنه های طولانی را در بر نمی گرفتند. ولی هیچ وقت از کار ننشست و خود را رسما بازنشست کرد. در یکی از آخرین مصاحبه های قبل از مرگش نیز به جد و با اعتماد به نفس کامل اذعان دارد که هیچ وقت بازنشسته نمی شود چون کارش را به خوبی بلد است. جری لوئیس نه بر اثر بیماری اش و نه بر اثر هیچ حادثه دیگری در 20 آگوست سال ۲۰۱۷ در منزل شکوهمند شخصی اش در شهر لاس وگاس دار فانی را وداع گفت.


نویسنده: آرش پارساپور

آرش روزنامه نگار این مملکت است. البته این رشته را در دانشگاه خوانده و بعدا فهمیده که میتوانست هرچیزی بخواند ولی روزنامه نگار شود. به نوعی گیک محسوب می شود و عاشق کتاب و بازی و فیلم و تکنولوژی و امثالهم می باشد. داشتن کتابخونه قدر فیل و همه کنسول‌های بازی و 30ترابایت فیلم گواه این سخنان است. در همین زمینه‌ها نیز می نویسد و البته با همه چیز و همه کس شوخی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *