محتوا پادشاه است : تولید محتوا
بامیلو بلاگ / گوناگون / محتوا پادشاه است : افسانه تولید محتوا

محتوا پادشاه است : افسانه تولید محتوا

تولید محتوا که چه عرض کنم، اینترنت که وجود نداشت تمام زندگی یک بیزینس من حرفه ای رو دفترچه تلفنش تشکیل می داد و بس، که از جانش هم براش با ارزش تر بود. (راستش قبل ترش رو من هم نبودم بدونم دقیقا چی به چی بود و درباره اش اظهار فضل هم نمی کنم.) تماس ها محدود بود و ارتباطات تنگاتنگ و کلا مافیایی برای خودش وجودش داشت که البته هنوز هم وجود دارد، ولی نه به آن ابعاد کوچک. بیزینس من های آن دوران عمرا به فکرشان می رسید که روزی روزگاری چیزی به اسم اینترنت می آید و تمام حساب کتاب ها را به هم می زند! ولی آمد و زد! بیایید درباره اینترنت و افسانه اش یعنی تولید محتوا بیشتر بدانیم.

افسانه تولید محتوا

محتوا پادشاه است

الان یک سری شرکت نشانی همه عالم و آدم را دارند و بسیاری از افراد در دنیا آدرس کلی آدم هم صنف و همکار و به درد بخور. با سرعت نور هم می شود با یکدیگر تماس گرفت و فناوری اصولا زندگی را دگرگون کرده. عصر اینترنت وقتی است که فناوری جلوتر از فکر آوری رفته و سرعت تکنولوژی بیشتر از اینست که بتوانیم در گاهی موارد درباره آن تصمیم بگیریم! بعضی ها میگویند شاید وقتش باشد کمی فناوری سرعت را کم کند تا بشر بتواند به آن برسد.

وب 1 و وب 2 را می شناسید؟ خلاصه بهتان عرض کنم که وب 2 در حقیقت به شبکه های اجتماعی گفته می شود، جایی که صرفا وبسایت یک بلندگو نیست و بازدیدکنندگان مخاطب منفعل آن ( در بهترین حالت کامنت گذاشتن در وبسایت انجام می شد که همان زمزمه شبکه های اجتماعی را به وجود آورد.) با آمدن وب 2 مفاهیم زیادی مانند مشارکت کاربران و بازخورد گرفتن و… به وجود آمد و باز هم مدل بیزینس را به هم زد. فناوری دست بشر کار داده و اگر باهاش همسو نباشیم قطعا قافله را از دست دادیم!

حالا اگه اینترنت وجود نداشت چی می شد؟ در مطلب اگر اینترنت وجود نداشت… در این مورد بخوانید.

اگر اینترنت وجود نداشت …

محتوا پادشاه است

زمانی که اینترنت شکل گرفت همه فکر می کردند که بشریت تمام داده ها و دیتاها و دانسته ها و کلا علم خود را در یک ظرف واحد می ریزد و بقیه هم می آیند و حالش رو می برند و همه چیز به اشتراک گذاشته می شود و یک دهکده جهانی شکل گرفته است. این حرف ها را یادتان هست؟ خب باید گفت که: زرشک! بارش سهمگین اطلاعات تا خرتناق آدمی چنان در دنیای وب در جریان بود که نمی شد همه را خواند. چه شد و کی برد؟ یکی که فهمید جستجو کردن بین این اطلاعات از حیاتی ترین کارهاییست که باید انجام شود. گوگل!

حق است چشمی به تاریخچه و بیوگرافی به شدت موفق گوگل نیز بیندازیم.

تاریخچه گوگل، خدمات بی پایان و محبوب برای همه

افسانه تولید محتوا و جنگ سئو

فرض کنید موتور جستجویی بسازید که به غنی ترین آرشیو اطلاعاتی دنیا دست داشته باشد که هیچ. همین دارندگان اطلاعات بال بال بزنند که در جستجوی شما ظاهر شوند و هر کاری انجام دهند تا شما آن ها را بیشتر بشناسید. این می شود به دست گرفتن قدرت دنیا. حالا بیایید و بگویید آمازون 400 میلیارد دلار درآمدش هست و… هر دو غول اند اما این کجا و آن کجا!

گوگل آمد تمام انبارهای بزرگ دیتای جهان را زیر و رو کرد و آن ها را شیک و مرتب به خورد کاربران داد. همین کاربران هم روز به روز باهوش تر می شوند و حالا فهمیده اند که کجا و چجوری دنبال چه موضوعی بگردند. طبق آمار کمتر از 20 یا 30 درصد کاربران گوگل روی صفحه دوم گوگل کلیک می کنند و همین مسئله پدر سایت ها را در آورده است و جنگ سئو را آغاز کرده است. واقعا جنگ است.

محتوا پادشاه است : افسانه تولید محتوا

کاربران اینترنت و گوگل کپی خواران را به اعدام محکوم کردند و متن ها و دیتاهای کپی را به قعر جدول گوگل بردند و کار بازهم سخت تر شد. در این انبارهای اطلاعاتی شاهد دیتاهای کپی شده زیادی بودیم که دو زار نمی ارزید و برخی آنقدر شلوغ بودند که سرمان چیز گیجه می گرفت. به همین ترتیب یک خانه تکانی عمومی اینترنتی و غربالگری در دنیای وب انجام شد تا اطلاعات به سرش بی ارزد و گوگل هم آن ها را نشان دهد و کاربران هم ذوق کنند و دولفین ها هم پرواز و خلاصه مملکت اینترنتی گل و بلبل شود. که نشد.

فناوری توسعه یافته و بسترهای ارتباطی رشد کرده اند و شرکت های بزرگ اینترنتی سرعت های خفن به کاربران می دهند و فیلم اچ دی را می شود ده دقیقه ای دانلود کرد. (البته اگر سایت دانلود فیلم را کله پا نکرده باشند.) در این شاهراه اینترنت برخلاف عظمت ظاهری اش، جاده بسیار باریک است و ماشین ها نهایت در دو یا سه لاین می توانند کنار هم حرکت کنند. عجب چیز گندی شد. نه؟

محتوا

محتوا پادشاه است. این جمله از گوگل اتمام حجت برای همه سایت های اینترنتی است. محتوا پادشاه شد و حاکم گوگل! (البته گوگل از همان زمان شروع حاکم شد) محتوا به معنای علمی صرفا شامل یک مقاله و یا ویدیو و پادکست نیست. محتوا همه چیز است و مثل آب که در لیوان و ظروف مختلف هر شکلی را که بخواهید می گیرد، شکل هر چیزی را خودش قالب می کند و تبدیل می شود به صدای سایت و بیزینس شما (البته شاید با سایتتان بیزینس نکنید و صرفا وبلاگ بنویسید. گرچه خیلی بیکارید اگر این کار را کنید!)

پیشنهاد می کنم همین الان مطلب ۲۲ نکته جالب درباره اینترنت رو هم باز کنید و بعد از این مطلب 2 دقیقه وقت برای خوندنش بزارید که ضرر نمی کنید.

۲۲ نکته جالب درباره اینترنت: یک فرغون پر از نکته

تولید محتوا

ببینید حتی می خواهم بگویم که مثلا چیزی مثل ویندوز یا IOS هم محتوا حساب می شود و ظرفش می شود همان کامپیوتر و مک بوک. بعد در همین ظرف یک عالمه برنامه وجود دارد که می شود ظرف های کوچیک تر در قابلمه اصلی. اپلیکیشن و برنامه و هر چیزی که فکرش را بکنید محتوا است. محتوای نوشتاری و ویدیویی و صوتی هم به کنار که برخلاف تصور عموم حرف مهمی را هنوز می زنند و هرکس بهتان گفت محتوای ویدویی در آینده حرف اول و آخر را می زند و یکی بخوابانید توی گوشش. متن هیچ وقت نمی میرد.

سرعت تولید محتوا به حدی رسید که از کنترل خارج شد! اولش اینترنت از فکر جلو زد و حالا محتوا که در همان ظرف اینترنت جاری شده بود، سرریز شده و همه جا را گرفته است. البته این به این معنی نیست که لزوما این دریای محتوا بسیار زلال و آبی و پاک است، بلکه در بین این دریای محتوا با کلی آب گل آلود و گند هم روبرو هستیم که متاسفانه همین ها کار را خراب کردند.

محتوا پادشاه است و تمام

درآمدزایی از محتوا به جایی رسیده که مثلا سونی می آید و کنسول پلی استیشن 4 می سازد ولی از خود دستگاه سود چندانی عایدش نمی شود (همه اپل نیستند که گوشی 370 دلاری آیفون X را 1000 دلار به مردم بینوا بندازند و بشوند غول تجارت) و تمام درآمد اصلی اش از محتوای کنسولش خواهد بود. بازی هایی که برای آن عرضه می شود. چرا مثال غربی بزنیم؟ پاساژ علاالدین رفته اید؟ نصف سود مغازه داران پاساژ از خود موبایل ها نیست و از برنامه ریختن روی این موبایل هاست که خدا تومن میگیرند و بازی انگری بردز 2 برای شما می ریزند.

فناوری با سرعت جت در حال پیشروی است و توقف هایی که دارد را نباید نادیده گرفت چرا که همین ایست بازرسی ها می تواند بهترین فرصت برای رسیدن به فناوری باشد. الان هم فناوری و اینترنت در دنیای محتوا گیر کرده و درجا می زند. هنوز به دوران پسااستارتاپی و پسامحتوایی نرسیدیم و این خودش یک شانس است که به ما رو کرده. اگر در این توقف به جای اینکه بر و بر اینترنت را نگاه کنید و یا برید فلافلی بزنید خب باید بگم بازی را باخته اید و چند سال دیگر شمایید و خودتان. این نهایت بی رحمی تکنولوژی است. نه؟ در حقیقت نهایت بی رحمی بشر که خالق آن است به همنوعش.

امپراطوری محتوا و اینترنت

نترسید. اینکه چیزی از محتوا و سئو و کلا سایت نمی دانید دلیل نمی شود که به شما بگویند امل و عقب مانده. بگذارید کمی جملات بالا را نقض کنم و یا تصحیح. بسیاری از فنون ها و رشته ها لااقل تا به اینجایی که عقلمان قد می دهد به دنیای اینترنت ختم نمی شوند و کماکان در این جهان اینترنت زده هم پیشرفت محسوسی دارند. مثلا وکالت و گردشگری و …. بعید است حالا حالاها با اینترنت از بین بروند ولی می توانند به عنوان اهرم از این پدیده استفاده کنند و دگرگونی عجیبی در خود بسازند و برنده میدان شوند. نمونه اش هم اکسپدیا که دوست ایرانیمان دارا خسروی که پیشتر در بامیلو معرف حضورتان شد آن را چرخاند و تبدیل به غولی در زمینه گردشگری شده است. با کمک چی؟ محتوای ویدویی.

تولید محتوا پادشاهی است

دنیا در جستجوی افرادی است که تولید محتوا کنند (و در عین ناباوری کلمه ای هم 20 تومن به آن ها بدهد.) محتوا قرار نیست پایان نامه دانشگاهی تان باشد و برایش ماه ها وقت صرف کنید برای اینکه در آن صورت باز هم بازی را باختید. محتوا باید سریع و کارآمد باشد. بله قبول دارم که سرعت گند میزند به کیفیت ولی باور بفرمایید الان وقت ندارید چرا که بقیه در سایت های کاریابی و روزنامه همشهری مدتهاست که تولید کننده محتوا استخدام کردند و هرکس هم که سیستم دارد خودش را یک تولید کننده می داند و شروع می کند. ترجمه کردن مو به موی مطالب خارجی هم شده برای ما ایرانیان یک محتوای غنی که البته تکنیک خوبی است چرا که مننبع لایزالی دارد ولی شاید بتوان گفت که چندان حرفه ای نیست و با گسترش زبان انگلیسی در کشور کم کم از دور خارج می شود. البته تا آن موقع کی مرده و کی زنده!

جمع بندی حاصل فکر بشر و هضم کردن آن و یک ساختار درست بدان بخشیدن به همراه تحلیل در شکلی ساده و قابل درک می شود یک محتوای توپ. در هر فرمتی که باشد از ویدیو بگیر تا متن و حتی زیرنویس فارسی یک سریال. متاسفانه هنوز هم در شبکه های اجتماعی نهایت کاری که می کنیم عکس ناهارمان را می گذاریم و یا پلنگ های اینستاگرام را مسخره می کنیم غافل از اینکه این پلنگ ها نشستند و حاصل فکرشان را (که البته معیوب است ولی خنده دار و برای برخی جذاب) در یک ساختار (در اینجا پلنگ گونه) به همراه تحلیل (مثل دابسمش های احمقانه) در شکلی ساده (یک ویدیو که در آن هر کاری که فکرش را بکنید می کنند تا لایک بگیرند) منتشر می کنند و بیزینس منی شده اند . پشت تمام این پلنگا یک فکری هست ولو احمقانه.

تولید محتوا را جدی بگیریم و صادرکننده محتوا باشیم نه وارد کننده آن. اگر بپذریم که کار آفرینی را باید بگذاریم در کوزه آبش را بخوریم و محتواآفرینی را شروع کنی> آنجاست که می فهمیم که فیس بوک پرجمعیت ترین کشور دنیاست و دنیا دیگر محدود به مرزهای فیزیکی نیست و بساطش را جمع کرده و تاریخ جغرافیای جدیدی در راه است.  عقب ماندن هیچ وقت خوب نیست

در قسمت های بعد بیشتر به اینکه چطور عقب نمانیم می پردازیم.

نویسنده: آرش پارساپور

آرش روزنامه نگار این مملکت است. البته این رشته را در دانشگاه خوانده و بعدا فهمیده که میتوانست هرچیزی بخواند ولی روزنامه نگار شود. به نوعی گیک محسوب می شود و عاشق کتاب و بازی و فیلم و تکنولوژی و امثالهم می باشد. داشتن کتابخونه قدر فیل و همه کنسول‌های بازی و 30ترابایت فیلم گواه این سخنان است. در همین زمینه‌ها نیز می نویسد و البته با همه چیز و همه کس شوخی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *