بامیلو بلاگ / بیوگرافی / تاریخچه اپل (بخش دوم): تحول رایانه های اپلزمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
راهنمای خرید بامیلو بلاگ
تاریخچه اپل (بخش دوم): تحول رایانه های اپل

تاریخچه اپل (بخش دوم): تحول رایانه های اپلزمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه

بدون شک اپل یکی از تأثیرگذارترین شرکت های عرصه ی تکنولوژی در چند سال اخیر بوده است. تاریخچه اپل به خوبی نشان می دهد که یک شرکت تا چه حد می تواند موفق عمل کند و در بسیاری جهات پیشتاز باشد. اکنون اپل با ارزش ترین علامت تجاری جهان است.

در ادامۀ تاریخچه اپل، به تحول رایانه های اپل و اتفاقات پیرامون آن می پردازیم.

اپل II

اپل 2

موفقیت نسخه ی اول رایانه ی اپل، جابز و وازنیاک را بر آن داشت که نسل جدید این محصول را با طراحی بهتر و البته این بار با کیبورد و نمایشگر در دستور کار قرار دهند و تاریخچه شرکت اپل را این بار پر رنگ تر بنویسند. اپل II در آرویل سال ۱۹۷۷ در کنفرانس سالانه ی کامپیوتر West Coast Computer Faire در سان فرانسیسکو (San Francisco) معرفی شد. کنفرانسی که رقبای سرسختی همچون کمودور با رایانه ی کمودور پی‌ای‌تی (Commodore PET) در آن حضور داشتند.

اپل II مانند نمونه ی قبلی آن، یک محصول مبتکرانه بود. رایانه ی جدید دارای گرافیک رنگی و جذاب با حافظه ی ذخیره ی نوارگردان بود که بعدها با حافظه ی فلاپی ۵٫۲۵ اینچی تعویض شد. حافظه ی آن در بهترین مدل ۶۴k و نمایشگر NTSC آن دارای رزولوشن عالی ۲۸۰ در ۱۹۲ بود. البته محدودیت هایی نیز در آن یافت می شد. به عنوان مثال تنها ۶ رنگ در نمایشگر آن وجود داشت. از این محدودیت می شد با ۴۰ ردیف و ۴۸ ستون نمایشگر مقداری صرف نظر کرد چراکه در نهایت به صورت همزمان ۱۶ تن مختلف رنگ قابل نمایش بود.

این را هم بخوانید

تاریخچه اپل (بخش اول)
تاریخچه اپل (بخش سوم)
تاریخچه اپل (بخش چهارم)

با اینکه محصول جدید اپل توانست تاریخچه اپل را دگرگون کند اما مشکلی اساسی وجود داشت. خصوصیات سخت افزاری این محصول با قیمت ۱۳۰۰ دلاری آن هم خوانی نداشت. کاربران به دنبال محصولی بودند که قیمتی منطقی به آنها ارائه دهد. مسأله قیمت و عدم فروش بالا تا مدتی بعد که اپلیکیشنی جدید برای اپل II معرفی شد، ادامه داشت.

اولین اپلیکیشن رایانه اپل: Visicalc

اولین اپلیکیشن اپل

دن بریکلین (Dan Bricklin) دانشجوی مدرسه ی کسب و کار هاروارد (Harvard Business School) بود. او یک نمایشگر سربالا (مانند آنچه در هواپیماهای جنگنده وجود دارد) را تجسم کرد. جایی که بتوان تصویر مجازی اعداد که در هوا معلق هستند را مشاهده کرد. با این اوصاف می توان توسط موشواره و کیبورد بین این اعداد که در یک جدول دسته بندی شده اند، عملیات هایی مانند جمع و تفریق انجام داد.

این طرز فکر را امروز در نرم افزارهای صفحه گسترده می توان مشاهده کرد. طرز فکری که در دهه ی ۱۹۷۰ فقط روی کاغذ عملی بود. تبدیل این پروژه برای کاربردهای دیجیتالی کار ساده ای به نظر نمی رسید اما بریکلین عزم خود را جزم کرده بود. او یک رایانه ی اپل II قرض گرفت و پس از حدود ۱ هفته نسخه ی آلفا این اپلیکیشن را آماده کرد.

VisiCalc در سال ۱۹۷۹ عرضه شد. این محصول به عنوان یک صفحه ی کاغذ جادویی معرفی شد که توانایی انجام محاسبات و محاسبات مجدد را داراست. VisiCalc توانست فروش اپل را به میزان قابل توجهی افزایش داده و جای پای این شرکت را در عرصه ی رایانه ها مستحکم تر کند. بدین ترتیب وی با ارائه ی اولین اپلیکیشن رایانه اپل، نقش بسزایی در تاریخچه اپل ایفا کرد.

اندکی قبل از عرضه ی عمومی این اپلیکیشن در ژورنال بین المللی مورگان استنلی (Morgan Stanley) از تحلیلگری به نام بنجامین ام روزن (Benjamin M Rosen) میخوانیم که:

VisiCalc بسیار قدرتمند، ساده و کاربردی است. قیمت این محصول نیز کاملاً معقول بوده که می تواند آن را به پرفروش ترین برنامه کامپیوترهای شخصی تبدیل کند. از طرفی چنین اپلیکیشنی به همراه کامپیوترهای شخصی بدون شک در میزان فروش و نحوه ی استفاده از آنها نیز تأثیرگذار خواهد بود.

صحبت های او کاملاً درست از آب درآمد. چندی بعد نیز تیم بری (Tim Barry) در تصدیق گفته های او در ژورنال اینفو ورلد (InfoWorld) این گونه سخن می گوید:

هنگامی که برای اولین بار VisiCalc را روی اپل II امتحان کردم آرزو داشتم این رایانه میزان بیشتری از توانایی های سیستم عامل CP/M را استفاده کند. افسوس که این امکان میسر نبود. در حقیقت بیشتر افراد اپل II را برای استفاده از VisiCalc خریداری می کردند.

موفقیت اپل II با نمایشگر رنگی

اپل II

اپلیکیشن ۱۰۰ دلاری در حال فروش سخت افزاری بود که قیمت نزدیک به ۱۰ برابر آن را داشت و نقش مهمی در تاریخچه اپل ایفا کرد. البته در صورتی که استانداردهای سفت و سخت شرکت نبود، بدون شک با وجود این اپلیکیشن نیز فروش بالایی حاصل نمی شد.

مجله ی پی‌سی مگ (PC Mag) در سال ۱۹۸۴ مقاله ای در ارتباط با موفقیت اپل II نوشت. در مقاله اشاره شده است که:

جعبه و اندازه ی این محصول نسبت به رقبا منطقی و کوچک بود. منبع تغذیه ی بی صدا و کم حرارت آن، این اجازه را می داد که در یک کیس کوچک پلاستیکی جا شود. جعبه ی ساده و منظم آن باعث می شد که از رقبا مجزا شود. رقبایی که بورد محصولاتشان و سیم اتصالات بورد اصلی به دیگر اجزا از بیرون مشخص بود و ظاهر آن را آشفته نشان می داد.

از طرف دیگر اپل II اولین محصولی بود که امکان استفاده از گرافیک رنگی را میسر می ساخت. همچنین این شرکت شیارهای توسعه برای دیگر شرکت ها فراهم کرده بود. شرکت های دیگر می توانستند از این طریق قابلیت های رایانه ی اپل را افزایش دهند و سهمی در تاریخچه شرکت اپل داشته باشند.

طی ۱۶ سال حدود ۶ میلیون دستگاه اپل II تولید شد. در حالی که این تنها ابتدای کار بود و روزهای بزرگ هنوز فرا نرسیده بودند. این موفقیت برای VisiCalc پیش نیامد. توسعه دهندگان این برنامه نسبت به انفجار بازار رایانه به اندازه ی کافی سریع عمل نکردند و رقبا گوی سبقت را از آنها ربودند. شرکت لوتوس سافتور (Lotus Software) با محصول ۱-۲-۳ توانست جایگاه خود را در این بازار تثبیت کند.

لوتوس در سال ۱۹۸۵ شرکت توسعه دهنده ی VisiCalc یعنی سافتور آرتس (Software Arts) را خریداری کرد و تا سالها شماره ی اول صفحه گسترده بشمار می رفت تا اینکه مایکروسافت وارد عمل شد. محصول مایکروسافت چیزی جز اکسل (Excel) نبود. در حقیقت اکسل مدت ها قبل از اجرا روی پی‌سی ها، بر روی رایانه های اپل جولان می داد. جولانی که بعدها در تاریخچه اپل خبرساز شد و در خصوص آن توضیح خواهیم داد.

پیوند زیراکس با تاریخچه اپل و معرفی موشواره های تک دکمه ای

اولین ماوس اپل

 

پس از موفقیت های دو رایانه ی تولید شده توسط اپل، اسامی بزرگ صنعت تکنولوژی مورد هدف جابز و وازنیاک قرار گرفتند. یکی از این اسامی بزرگ در شهر پالو آلتو (Palo Alto) ایالت کالیفرنیا قرار داشت.

مرکز تحقیقاتی شرکت زیراکس (Xerox) که زیراکس پارک (Xerox PARC) نامیده می شد، در این شهر قرار داشت. فناوری هایی که امروزه نیز به شکل قابل توجهی مورد استفاده قرار می گیرند در این مرکز به پیش رانده شدند. دیسک های نوری، ایثرنت (Ethernet) و چاپگرهای لیزری (بحث ما هنوز در خصوص دستگاه فتوکپی نیست.) بخشی از این فناوری ها هستند.

رایانه های اپل I، II و به دنبال آن III مانند اولین رایانه های شرکت IBM مبنی بر متن بودند. استیو جابز که در این زمان بر روی لیسا (Lisa) کار می کرد، با این مسأله میانه ی خوبی نداشت و محصولی می خواست که حالت بصری بیشتری داشته باشد. وی شرکت زیراکس را متقاعد کرد که اجازه ی حضور ۳ روزه ی او و تنی چند از همکارانش را در زیراکس پارک بدهند. در عوض زیراکس حق خرید ۱۰۰ هزار سهم اپل را به قیمت هر سهم ۱۰ دلار به دست آورد. این گردش ۳ روزه نقطه ی عطفی شد بر تاریخچه اپل که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

اپل از آن زمان تابحال ۴ بار (طی سال های ۱۹۸۷، ۲۰۰۰، ۲۰۰۵ و ۲۰۱۴) سهام خود را خرد کرده است. این مسأله زمانی برای شرکت ها رخ می دهد که میزان هر سهم از مقدار قابل توجهی بالاتر برود. با توجه به این موارد سهم زیراکس تاکنون از ۱۰۰ هزار به ۲۰۰ هزار، بعد به ۴۰۰ هزار، سپس به ۸۰۰ هزار در سال ۲۰۰۵ تبدیل شد. تقسیم سهام سال ۲۰۱۴ به نسبت ۷ به ۱ انجام شد. بنابراین سهام زیراکس از ۸۰۰ هزار به ۵٫۶ میلیون رسید. اگر یک حساب سرانگشتی بزنیم با قیمت امروز چیزی حدود ۹۰۰ میلیون دلار آمریکا ارزش دارد که برای یک گردش ۳ روزه معامله ی خوبی به نظر می رسد!

زیراکس آلتو

محصولی به نام زیراکس آلتو (Xerox Alto) که در سراسر پارک دیده می شد چشمان جابز را گرفت. آلتو یک نمایشگر با نسبت ابعاد عمودی و رابط کاربری گرافیکی داشت که در آن زمان بسیار پیشرفته محسوب می شد.

مدتی از تولید آلتو می گذشت و حدود ۲ هزار واحد از آن تولید شده بود اما عرضه ی عمومی آن هنوز توسط زیراکس صورت نگرفته بود. اندازه ی آن بزرگ (به اندازه ی یک کابینت ظرفشویی) بود اما هنوز هم یک محصول الکترونیکی شخصی بشمار می رفت. بدین معنی که برای استفاده در خانه ها طراحی شده بود. آلتو اولین رایانه ی شخصی بود که از موشواره ی ۳ دکمه ای جهت اشاره و کلیک روی اجزای نمایشگر برخوردار بود.

جابز به کارمندان خود اعلام کرد که تمامی محصولات اپل از این به بعد باید با این شیوه ساخته شوند. رقم زدن آینده ی رایانه های شخصی و تغییر تاریخچه شرکت اپل در انتظار این شرکت بود.

لیسا و مکینتاش

لیسا و مکینتاش

داخل مجموعه ی اپل همواره جدال و مشاجره هایی بین تیم های توسعه دهنده ی مکینتاش (Macintosh) و لیسا در جریان بود. لیسا مخفف واژه ی «معماری سیستم یکپارچه محلی» (Local Integrated System Architecture) بود. از طرفی دختر بزرگ استیو جابز (که یکی از حاشیه های بزرگ زندگی وی بود) هم لیسا نام داشت. لیسا محصولی بسیار باکیفیت و اداری با قیمتی حدود ۱۰ هزار دلار بود. معادل این پول در زمان حال (سال ۲۰۱۷) حدود ۲۵ هزار دلار (نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان) است. مدیر پروژه ی لیسا جان کاوچ (John Couch) قبلاً در IBM مشغول به کار بود. البته در ادامه متوجه می شوید که نقش این دستگاه ۱۰۰ میلیونی در تاریخچه اپل تا چه حد است!

در جبهه ی دیگر جف راسکین (Jeff Raskin) رهبری گروه مکینتاش را بر عهده داشت. جبهه ی راسکین تجارت کوچک تر و محصولات خانگی را در دستور کار داشتند. هر دوی این گروه ها تمایل داشتند برای اولین بار رایانه های اپل را به رابط کاربری گرافیکی مجهز کنند. هرکدام از این دو که موفق به این کار می شدند، اپل از آنها می خواست که پروژه ی خود را با کمترین هزینه ی ممکن مطابقت دهند.

این بدان معنی بود که راه حل هایی ارزان قیمت تر از نمونه ی زیراکس باید در دستور کار قرار می گرفت. برای مثال موشواره های آلتو (محصول زیراکس) دارای ۳ دکمه بود و حدود ۳۰۰ دلار قیمت داشت. جابز محصولی ساده تر و با قیمت حدود ۱۵ دلار لازم داشت. نتیجه ی کار یک موشواره ی تک دکمه ای بود که علیرغم تصور جابز زیاد در بازار دوام نیاورد. به نظر می رسد که امروزه کلیک راست و کنترل+کلیک لازمه ی هر موشواره ای است. اکنون جابز شخصاً مدیریت پروژه ی لیسا را بر عهده گرفته بود تا افسار تاریخچه شرکت اپل را در دستان خود بگیرد.

درگیری بیش از حد جابز با پروژه ی لیسا پس از معرفی موشواره های جدید و رابط کاربری گرافیکی توسط این تیم، در نهایت به تغییر ساختار و قواعد مدیریتی انجامید. نقطه ی عطفی که در نهایت در تاریخچه اپل ثبت شد. در آن زمان مایکل اسکات (Michael Scott) رییس و مدیر عامل اپل بود. وی توسط مایک مارکولا (Mike Markkula) یعنی سومین کارمند اپل و سرمایه گذار اصلی شرکت در این پست قرار داده شده بود. ساختار جدید مدیریتی که این دو در شرکت اجرا کردند جابز را از اپل کاملاً دور کرد. جان کاوچ دوباره مدیریت پروژه ی لیسا را در دست گرفت. جابز همچنین از فعالیت های مربوط به تحقیق و توسعه در شرکت محروم شد. اکنون او تنها یک مجسمه ی متحرک در شرکت محسوب می شد و نقشی در تاریخچه اپل نداشت.

پروژه مکینتاش اپل

بدین ترتیب جابز به دنبال پروژه ی جدیدی برآمد. او دوباره به ناچار و با پیشنهاد مارکولا به پروژه ی مکینتاش بازگشت تا مدیریت آن را در دست بگیرد. این پروژه از سال ۱۹۷۹ با مدیریت جف راسکین در حال انجام بود و مراحل خوبی را پشت سر گذاشته بود. با این وجود جابز تغییرات عمده ای را در پروژه به وجود آورد. طراحی ظاهری دوباره و یکپارچه سازی رابط کاربری گرافیکی برخی از این تغییرات بودند. پس از ورود جابز و اختلاف هایی که او و راسکین پیدا کردند، راسکین تصمیم به ترک پروژه گرفت و کنترل کامل پروژه به دست جابز افتاد.

لیسا در سال ۱۹۸۳ با رابط کاربری گرافیکی عرضه ی عمومی شد. مکینتاش نیز سال بعد از این رویه پیروی کرد. این بدین معنا بود که لیسا در نبرد خودساخته ی جابز برنده شده بود و ظاهراً باید نقش مهم تری در تاریخچه شرکت اپل ایفا می کرد. اما در ادامه می خوانیم که این مسأله صحت ندارد.

با این حال قیمت تمام شده ی لیسا حدود ۴ برابر مکینتاش بود. با وجود رزولوشن بالاتر لیسا و حافظه ی بیشتر، موفقیت آن به اندازه ی مکینتاش نبود. حتی اپل ابزارهای جداگانه ای را نیز با لیسا روانه ی بازار کرد که در شرکت ها قابلیت استفاده داشت. از طرف دیگر توسعه دهندگان شخص سوم نیز عملکرد خوبی در ارائه ی محصولات لیسا نداشتند.

اپل تسلیم نشد. نسل دوم لیسا حدود نصف قیمت مدل قبلی را داشت. مانند مکینتاش نیز از فلاپی دیسک ۳٫۵ اینچی برخوردار بود. بالأخره اپل در سال ۱۹۸۵ نام لیسا ۲ را با نام مکینتاش اکس‌ال (Macintosh XL) جایگزین کرد و با کاهش قیمت سعی در افزایش فروش داشت. با این وجود تغییری در میزان فروش رخ نداد و عملاً این مکینتاش بود که این بار برنده ی میدان شد. در ادامه ی تاریخچه اپل می خوانیم که چگونه مکینتاش توانست اپل را در کوران رقابت با IBM نجات دهد و آینده ی این شرکت را دوباره تضمین کند.

 

منابع: biography , macworld , wikipedia , macworld , bamilo

این مطالب را نیز بخوانید

نویسنده: سپندار معینی

سپندار فعالیتش در زمینه مد و لباس را از سال 1388 شروع کرد. هدف همکار آرام و خون گرم ما، انتقال دانش و آشناسازی تمامی علاقه مندان، با مد روز و سبک چهار پایتخت بزرگ مد جهان است. در کنار مباحث کاهش وزن و سبک زندگی سالم، سپندار به فراگیری زبان های مختلف، ترجمه همزمان، داستان نویسی، سریال و فیلم، بازی های رایانه ای، آشپزی ( به قول خودش در حد فست فود بلده!) و پیاده روی علاقه دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *