بامیلو بلاگ / فرهنگ و هنر / فیلم / بهترین فیلم های انیمه ژاپنی قرن بیست و یک (قسمت اول)
راهنمای خرید بامیلو بلاگ

بهترین فیلم های انیمه ژاپنی قرن بیست و یک (قسمت اول)

انیمه های ژاپنی اغلب درباره ­ی کودکان هستند، اما این انیمیشن­ ها لزوماً تنها برای مخاطبان جوان نیستند. این فیلم­ ها بینشی درباره‌ی ناخودآگاه جامعه ­ی ژاپنی پیشنهاد می­دهند. کشوری که در طول جنگ جهانی دوم به قدرت نظامی انکارناپذیر دولتی و اسطوره­ ی «باد الهی» ــ از خودگذشتگی خلبان­ های کامیکازی ــ ایمان بسیار داشت. هر چند بعد از بمباران هسته­ ای ناکازاکی و هیروشیما، ژاپن باید با این حقیقت مواجه می­شد که قدرت امپراطوری خداگونه ­ی بزرگتری ــ آمریکا ــ وجود دارد. اکثر انیمیشن‌های قابل توجه ژاپنی­  همچون آکیرا، شبح درون پوسته،مدفن کرم­های شب­تاب، ناوسیکا در دره­ ی باد به هر حال درگیر کابوس جنگ جهانی دوم بودند، سایه­ ای که بر هویت ملی ژاپن سایه افکنده است، همچنین این انیمیشن­ ها مسئولیت انسانی در برابر ابداع سلاح ­های کشتار جمعی را نشان می­دادند. در همان زمان، موضوع خوداندیشی درباره­ ی جامعه ­ی فراـ‌فن ­سالاری باعث پدیدارشدن پرسش‌هایی شد: آیا شیفتگی سریعِ ژاپنی‌ها به تکنولوژی غربی موجب زایش شیطان جدیدی نمی‌شود که در نهایت و چه ‌بسا یک‌باره، نابودیِ ژاپن، سرزمین خورشید تابان، را در پی داشته باشد؟

هرچند اغلب انیمه­ هایی که بعد از این هزاره تولید شدند (متروپلیس، باد برمی ­خیزد، شبح درون پوسته) ادامه ­ی همان موضوعات بودند. اما این انیمه­ ها امید بیشتری را نسبت به انیمه­ های دهه ­ی ۸۰ و ۹۰ به تصویر می­کشیدند. به نظر می­رسد کاراکترهای اصلی این انیمه‌ها که بازنماییِ نسل دهه ­ی ۸۰ و ۹۰ بودند در نبرد با ستیزی متفاوت از اجدادشان هستند. کشمکش عظیم­ تر آنها پیدا کردن راهی برای حل کردن مشکلات هر روزشان است: از دست دادن پدر (فرزندان گرگ، نامه به مومو)، ناپایداری­ های دوران نوجوانی و فقدان هدف (دختری که در زمان پرش می‌کرد، ۵ سانتی­متر در ثانیه)، یا سختی­ های پیدا کردن هویت شخصی (شهر اشباح، بازگشت گربه). هرچند این مشکلات در مقایسه با هیولای نابودگر انیمه­ های اولیه پیش پا افتاده به نظر می­رسد. اما این همان نسلی است که پس لرزه­ های سایه ­ی جنگ را با مشقت فراوان تاب می­ آورد و در جستجوی راهی برای ادامه­ ی زندگی است. لیست زیر بهترین انیمه­ های دهه­ ی ۸۰ و ۹۰  را ارائه می­دهد.

 انیمه ژاپنی

۲۰- نامه­ ای به مومو ( A letter to Momo، هیرویوکی اُکیورو، ۲۰۱۱)

تجربه ­ی از دست ­دادن، زندگی در متروپلیس در مقایسه با زندگی در روستا، شیاطین کوچک افسانه ­های ژاپنی مولفه ­های یک انیمیشن خوب ژاپنی برای همه ­ی دوره­هاست. همانطور که انتظار می­رفت، نامه به مومو همه ­ی این خصیصه­ ها را به ­علاوه­ ی مقدار زیادی شوخ­ طبعی و لحظات احساسی در خود دارد. ارواح ترسناک ولی دوستانه در حالی­که به مومو کمک می­کنند تا مرگ پدرش را تاب آورد قطعاً اسباب خنده­ ی مومو را هم فراهم می­آوردند. کسانی که فیلم ­های با ریتم آهسته را دوست دارند، تحت تاثیر قرار می­گیرند که چگونه مومو به تدریج درک می­کند که او تنها کسی نیست که از مرگ پدرش زجر می­کشد و برای رابطه دوباره با مادرش نیازمند آشتی است. هرچند این انیمه به کمال جادوییِ شهر اشباح نمی­رسد، اما زیر سایه ­ی سنگین انیمیشن­ های سرگرم­ کننده و کاملاً مضحکِ آمریکایی، کشف چنین گوهری لذت­بخش است، جایی که بذله­ گویی با یک داستان انسانی و دلگرم ­کننده در هم می ­آمیزد. جوایزی که در بین سال­های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ به نامه ­ای به مومو تعلق گرفت، گویای این مسئله هستند.

 انیمه ژاپنی

۱۹- بر فراز تپه ­ی شقایق (  From up on to hill،گورو میازاکی، ۲۰۱۱)

برای اثبات استعداد گورو میازاکی، پسرِ هیائو میازاکی، فیلم حکایت دریای زمین [Tales from Earthsea] کافی نبود. اولین انیمه­ ی او که در سال ۲۰۰۶ تولید شد، موفقیت آنچنانی کسب نکرد. اما فیلم دوم او به ­عنوان اثر یک کارگردان پرتجربه­، که یکی از انیمه­ های زیبای سرگرم‌کنندهی استودیوی گیبلی است با بهترین فیلم­های استودیو برابری می‌کند. بر فراز تپه ­ی شقایق که در گذشته اتفاق می­افتد داستان گروهی از بچه­ های مدرسه­ ای است که سعی دارند از بسته­ شدن باشگاه­ شان جلوگیری کنند. این انیمه به ­عنوان اقتباسی از شوجو، مانگای دهه ­ی ۸۰ است و عناصر ژانر را به خوبی در کنار هم قرار می­دهد: لحظات شاد دوره­ ی جوانی، عشقی نوپا، و یک اتمسفر به­ طورکلی نیروبخش. گورو میازاکی برخلاف جهان جادویی پدرش، خود را به واقعیت نزدیک می­کند. قهرمان او، اومی، بیشتر شبیه به کاراکترهای ایزائو تاکاهاتا در انیمه ­ی مدفن کرم­های شب­تاب است تا قهرمان­های نیمه جادوییِ میازاکی، هرچند مواهب و استعداد او را می­توان با کاراکترهای چی­ هیرو و ناوسیکا در انیمه‌های پدرش مقایسه کرد. در مجموع، بر فراز تپه­ی شقایق با طراحی عالی شخصیت‌ها و موسیقیِ درخشان ساتوشی تاکابه یکی از بهترین انیمه­­­ های شوجوی تاریخی تا به امروز است.

انیمه ژاپنی

۱۸- گربه برمی‌گردد (  The cat returns،هیرویوکی موریتا، ۲۰۰۲)

پخش گربه برمی‌گردد در آغاز به ­عنوان انیمیشن کوتاه سفارشی با درون مایه‌ای مشخص به راه افتاد. هرچند این سفارش لغو شد ولی میازاکی از این پروژه دست نکشید، و این انیمه را به استودیوی گیبلی برد تا تحت نظارت کارگردان جدید استودیو به عنوان فیلمی آزمایشی تولید شود. بعد از مدتی تولید این انیمه بر اساس داستان هیرویوکی موریتا ادامه پیدا کرد، گربه برمی‌گردد به عنوان انیمه ای تجربی و بازیگوشانه ظاهر شد. به عنوان ادای احترام به کارگردانان قدیمی استودیوی گیبلی، این انیمه بارون هامبرت فون گیکینگن و موتا، گربه ­ی چاق، را از انیمه ­ی زمزمه­ ی قلب (Whisper of the heart– 1995) به کارگردانیِ یوشی­فومی کوندو به تصویر کشید. باقی بازیگران در نقش ساکنان پادشاهی گربه، و هارو (دختر بچه) هستند، بعد از اینکه هارو، جان لونا گربه ­ی پادشاه را نجات داد باید جایزه ­ی این عمل که ازدواج با گربه ­ی پادشاه بود را دریافت کند. سفر هارو به قلمروی پادشاهی گربه­­ ها از برخی جهات شبیه به  سفر کاراکتر چی­ هیرو در شهر اشباح است. مضمون مشترک در هر دوی این انیمه های این است که برای پیدا کردن خود واقعی، ابتدا باید خود را از دست داد. هارو به گربه ای تبدیل می­شود، در حالیکه چی­ هیرو اسم خودش را فراموش می­کند و از دست می­دهد و تبدیل به شخصی به نام سن می­شود، و آنها تنها زمانی می­توانند به فرم اصلی خودشان بازگردند که به این مسئله آگاه شوند که چگونه در زندگی هر روزه انسجام و یکپارچگی خودشان را حفط کنند. به خاطر این شباهت و کاراکترهای برجسته، گربه برمی‌گردد به عنوان انیمه ای یاد می­شود که نسبت به شهر اشباح و زمزمه­ ی قلب در سطح پایین تری قرار دارد. هر چند این انیمه افسانه­ ی آموزنده ­ی زیبا و بازیگوشانه درباره ­ی فرهنگ پیچیده­ ی ژاپن است.

انیمه ژاپنی

۱۷- قصر متحرک هاول (Howl’s moving castle، هایائو میازاکی، ۲۰۰۴)

این انیمه هرچند در لیست بهترین فیلم­ های میازاکی در قرن بیست و یک نیست، اما شایسته ­ی این است که در این لیست قرار گیرد. خود قصر متحرک یکی از دلپذیرترین موجوداتی است که میازاکی خلق کرده. قلعه­ ی متحرک از فرم­های استیم­ پانک و ارگانیک متنوعی تشکیل شده که نشان ­دهنده­ ی هم­نواییِ طبیعت و تکنولوژی است. قصر متحرک، همچون ولگردی که بین خرابه ­های دو کشور مخالف پرسه می­زند ، مکانی است که سوفی نفرین­شده که به پیرزنی تبدیل شده به دنبال پناه در آن است. بعضی از عناصر این انیمه یادآور انیمیشن جادوگر شهر اُز است، مخصوصاً کاراکتر جادوگر شهر ویرانه، که به علت حسادت به سوفی او را نفرین می­کند، و کله شلغمی، که مترسکی است که سوفی در راه رسیدن به قلعه ­ی متحرک با او مواجه می­شود. هر چند این جهان برای اغلب کاراکترهای افسانه ­ای به عنوان خانه است، اما این جهان نشان­ دهنده ­ی شیطان قدرت نظامی نیز است. صحنه­ای که بمب­ افکن ­های غول ­پیکر شهر را به آتش می­ کشند گواه این مسئله است. اعلامیه­ ی میازاکی صلح ­طلبی فراملی است. همچون صحنه ­ای که جادوگر شرور به پیرزنی بی­ آزار تبدیل می­شود. میازاکی به دنبال یک شریک برای ملامت کردن یا دشمنی نیرومندتر برای شکست دادن دشمن نیست، بلکه او به دنبال آشتی دادن شرق و غرب در افسانه­ های فراملی است.

 انیمه ژاپنی

۱۶-  صلح کوتاه (Short peace، هیروئاکی آندو، هاجیمه کاتوکی، شوهی موریتا، کاتسوهیرو اوتومو، ۲۰۱۳)

انیمه­ ی صلح کوتاه مجموعه ­ای از ۴ انیمه ­ی کوتاه است. کاتسوهیرو اوتومو گرداننده­ ی این پروژه، با همکاری سه کارگردان هنرمند و مطرح این پروژه را به پایان رسانید. دو کارگردان دیگر، هیروئاکی آندو و شوهی موریتا پیش از این با اوتومو کارگردان انیمه­ های استیم بوی و  پروژه ­ی آزادی همکاری کرده بودند، اما هیچ کدام تا آن زمان به صورت مستقل اثری را کارگردانی نکرده بودند. انیمه ­ی کوتاه موریتا به نام تسخیرها داستان سامورایی است که باید مراحل نمادین مختلفی را از سر بگذراند تا از یک معبد بگریزد. انیمه­ ی اوتومو به نام قابل احتراق شیوه­ ی نقاشی سنتی ژاپن را نشان می­دهد، اما صحنه­ ی آغازین این انیمه به بازی‌های کامپیوتری شباهت دارد. انیمه­ ی کوتاه آندو به نام گامبو همچنین تصاویر نقاشانه را نشان می­دهد که برای انیمیشن­ های سنتی بسیار مهم بودند، درست برعکس انیمیشن­ های برجسته ­ای که با CGI تولید می­شوند. زیباییِ این سه انیمه به دلیل ارجاعات فراوان آنها به هنر کلاسیک و دینی ژاپن است، اما انیمه­ ی قابل احتراق انیمه­ ای است که از لحاظ تصویری مبتکرانه ­تر از آن دو انیمه ­ی دیگر است. در مقابل این سه داستان که درباره ­ی گذشته هستند، انیمه­­ ی وداع با اسلحه ­ی کاتوکی یک داستان علمی تخیلیِ ناکجاآبادی است. این انیمه نسبت به سه انیمه­ ی دیگر طولانی و از لحاظ تکنیک انیمیشنی بهتر از آن سه انیمه ­ی دیگر است. نکته­ ی قابل توجه انیمه‌ی مذکور این است که در مقایسه با سایر انیمیشن­ های علمی تخیلی، متروپلیس در این انیمه وجود ندارد. داستان این انیمه در مکانی می­گذرد که جنگ ­های بین انسان و ماشین وارد مرحله­ ی جدیدی شده است. انیمه ­ی صلح کوچک نمایش عظیمی است از آنچه انیماتورهای مبدع آن زمان قادر به انجام شان بودند، و خوشبختانه بعد از این انیمه آندو، کاتاکی و موریتا فرصتی پیدا کردند برای اینکه هر کدام انیمه ­های بلند خود را بسازند.

انیمه ژاپنی

۱۵- دختری که در زمان سفر می­کرد (The girl who leapt through time، مامورو هوسودا، ۲۰۰۶ )

دختری که در زمان سفر می­کرد یکی از انیمه ­های­ سرخوشانه­ و شاد درباره ­ی دختری به نام ماکوتو، و دو همکلاسیِ پسرش است. این انیمه برخلاف نامش علمی تخیلی نیست. در این انیمه، مامورو هوسودا کارگردان آن آنچه به آن توانا است را انجام می­دهد: به تصویر کشیدن زیباییِ ساده­ی زندگی مدرن در ژاپن. هر چند هواداران در اولین باری که این فیلم را می­بینند به خاطر مسئله­ ی سفرهای زمانی کاراکترها آن را انیمه ­ای پیچیده می ­انگارند، اما برای لذت بردن از این انیمه هیچ نیازی به دانستن تئوری­ های سفر در زمان نداریم. به علاوه، این واقعیت که بعضی از کاراکترها سفرهای زمانی دارند مسئله­ ای ثانوی در پلات داستانی است و تمرکز اصلی بر این مسئله است که ماکوتو چگونه رابطه­ اش را با دوستانش حفظ می­کند و هدفی را در زندگی­ اش پیدا می­کند تا بتواند شاد و خوشحال باشد.

انیمه ژاپنی

۱۴- دنیای سرّی آریتی (Secret world of Arrietty، هیروماسا یونبایاشی، ۲۰۱۰)

تولیدات استودیوی گیبلی همچون اغلب فیلم­ ها که آدم شرور کلاسیک را نشان نمی ­دهند، می­ توانند تماشاگران بسیاری را مجذوب خود کنند هرچند به موضوعات احساسی و اجتماعی جدی می­ پردازد. کشمکش انیمه­ های استودیوی گیبلی عموماً بین کاراکترهایی با انگیزه­ های متفاوت است. هرچند به جای در تقابل قرار دادن یک دشمن اصلی با گروهی از قهرمان ­ها، همه­ ی کاراکترها در خودشان فضیلت و پلیدی را دارند. انیمه ­ی دنیای سرّی آریتی یکی از جادویی­ ترین تولیدات استودیوی گیبلی هم برای جوانان و هم برای میانسالان است. این انیمه به کارگردانیِ هیروماسا یونبایاشی است و هایائو میازاکی فیلم­نامه ­ی این انیمه را نگاشته است که در نتیجه بسیاری از عناصر این انیمه برای ما آشنا خواهند بود. کاراکتر اصلیِ دنیای سرّی آریتی مثل قهرمانان میازاکی است. آرتی دختر کوتوله ­ی وام ­گیرنده­ ای است که هنگامی که برای اولین بار به دنیایی خارج از دنیای هم­نوعان خودش می­رود قوانین هم­نوعان خود را زیر پا می­گذارد، او اجازه می­دهد که پسر مریضی به نام شان که انسان است او را ببیند. نیرومندترین نکته در آریتی نشان دادن زندگی روزمره­ ی یک بیگانه است: از نقطه نظر خانواده­ ی آریتی، حتی بهترین انسان ­ها  به خاطر جثه ­ی عظیم­ شان برای آنها خطرناک هستند. در حالی که آریتی کوتوله چشمان شان را به جهان شگفت ­انگیز زیر زمین می­گشاید.

انیمه ژاپنی

۱۳- استیم­ بوی (Steamboy، کاتسوهیرو اوتومو، ۲۰۰۴)

کاتسوهیرو اوتومو برای اولین بار با انیمه ­ی آکیرا (۱۹۸۸) به دوستداران انیمه معرفی شد. بصیرت علمی ­تخیلی او فیلم­ هایش را انتقادی می­کند و باعث می­شود منتقدان و صاحب­نظران این ژانر را بسیار جدی می­گیرند. هر چند بیست سال بعد، انیمه­ ی استیم‌بوی به خاطر گستردگی تولید و بودجه­ اش در آن زمان و پیش از اینکه به نمایش در بیاید بسیار معروف بود. وقتی هم که استیم‌بوی به نمایش درآمد، منتقدان تصاویر زیبای آن را که به وسیله­ ی ۱۸۰۰۰۰ طرح و ۴۰۰ تصویر و با کمک کامپیوتر تولید شده بود صمیمانه ستایش کردند و به انیمه ­ی استیم‌بوی به عنوان انیمه­ ی استیم ­پانک خوش آمد گفتند. در حالی که آکیرامسئله­ ی حضور همه جا حاضر تکنولوژی را مورد بحث قرار می­دهد، انیمه ­ی استیم ­بوی به زمانی برمی­ گردد که بشر اولین ماشین را اختراع کرد. برای اوتومو، تکنولوژی هیچ­گاه نمی­ تواند با طبیعت در هم آمیزد، و کشمکش اصلی آنجایی است که پتانسیل کیفیت تخریبی تکنولوژی همچون در آکیراپدیدار می­شود.

انیمه ژاپنی

۱۲- مکانی که در روزهای اول­ مان وعده داه شده بود (The place promised in our early days، ماکوتو شیناکی، ۲۰۰۴)

انیمه ­ی مکانی که در روزهای اول­مان وعده داه شده بود، اکثراً در ژاپن پساجنگ می­گذرد که به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده که به وسیله ­ی اتحادیه و آمریکا کنترل می­شود. سلاح اصلیِ شمال یک برج است که تا آنجایی که چشم کار می­کند بر خط افق و آسمان سلطه دارد. در این ضمن در جنوب دختری به نام سایوری وجود دارد که به خوابی بی­ پایان فرو رفته است، و تقدیرش با تقدیر برج در هم پیچیده است. جنگ فرضی که باعث تقسیم­ شدن ژاپن شده به طرزی فراموش­ نشدنی یادآور جنگ جهانی است. بعد از گذشت ده سال، فرسودگی جنگ همچنان بر ذهن­ ها و زندگی مردم سایه افکنده است، و نجات­ یافتگان تنها زمانی می­توانند به زندگی خود ادامه دهند که دوستان سایوری ــ هیروکی و تاکویا ــ که از نسل جدید هستند، راهی را برای از بین بردن کابوس و تجسم هیولایِ این ستیز که همان برج ازو است، پیدا کنند. دزدیده شدن حافظه­ های کودکی و اشتیاق برای رویاهای بعید که خط آسمان حاکی از آن­ها است در انیمه ­ی ماکوتو پدیدار می­شود، اما حضور خودآگاه جمعی گواهی است که انیمه­ ی مکانی که در روزهای اول ­مان وعده داه شده بود را برای دیدن ارزشمند می­کند.

 انیمه ژاپنی

۱۱- کابوی بیباپ: فیلم (Cowboy Bebop: The Movie، شینی جیرو واتانابه، هیرویوکی اوکی اورو، ۲۰۰۱ )

این تریلر علمی تخیلی در آینده­ ای اتفاق می­افتد که بشریت برای زندگی در سیاره ­های دیگر در منظومه ­ی شمسی پراکنده شده اند. بیباپ شکارچی انسانی است که تصمیم می­گیرد با کشتی ­اش شخصی را که مسئول اشاعه­ ی ویروس جدیدی است را شکار کند، طبیعتاً، تلاش او پر از ماجراجویی خواهد بود، که به شیوه­ای عالی در صحنه ­های جنگی و مبارزه­­ای این انیمه می­توان پی گرفت. سریال کابوی بیباپ از بهترین سریال­ هایی است که دوستداران انیمه می­توانند در آن هر آنچه دوست دارند را دنبال کنند. کابوی بیباپ عناصر مشخصی را از ژانر وسترن به ژانر علمی تخیلی انتقال می­دهد که این کار فضای این انیمه را نسبت به دیگر انیمه ­های ژاپنی متفاوت می­کند. فیلم کابوی بیباپ شدیداً متاثر از سریال می­باشد که همین باعث می­شود که دیدن این انیمه به اندازه­ ی سریال لذت­بخش شود، و بدون شک این انیمه یکی از بهترین انیمه ­های علمی تخیلی است.

انیمه ژاپنی

۱۰-  ۵ سانتی­متر در هر ثانیه (۵ centimeters per second، ماتوکو شین­کای، ۲۰۰۷)

انیمیشن می ­تواند دری را به سوی جهان فانتزی بگشاید که خدایگان و شیاطین­ ماشینی در آن سکنی گزیده ­اند، اما هر انیمه ­ای تماشاگران را به سفر به این جهان خیالی فراواقعی دعوت نمی­کند. انیمه ­ی ۵ سانتی متر در هر ثانیه سرسختانه به جهان واقعی چسبیده است و همین امر این انیمه را نسبت به دیگر انیمه ها منحصربه فرد می­کند. در حالی که انیمیشن همواره بر کنش تمرکز می­کنند، ۵ سانتی متر در هر ثانیه به جای اینکه مثل اغلب انیمه‌ها روی فضایی که کنش در آن اتفاق می­افتد تمرکز کند، اغلب تصاویرش را به خاطر ارزشِ اتمسفر، فضاسازی رویایی­ یا زیباییِ پرطراوت­شان نشان می­دهد. نتیجه ­ی این عمل نمونه­ ی زیبایی از تصویر زمان دلوزی است. این فیلم به جای اینکه کاراکترهایی را نشان دهد که برای آفرینش وضعیت بهتر کار می­کنند، اساساً بر خود زمان تمرکز می­کند. با داستانی از عشاق کودکی که به دلیل تغییر مدرسه از هم جدا می­شوند، این انیمه سه گوناگونی را از وضعیتی یکسان در نقاط متفاوتی از زمان پیشنهاد می­دهد، بدون اینکه حتی وضعیت ­های ممکن را نشان دهد. همانقدر که نظریه ­ی فیلم دلوز جامعه ­ی توهم‌ زدوده‌ی بعد از جنگ را ترسیم می­کند، ۵ سانتی متر در هر ثانیه هم می­تواند نشان‌دهنده‌ی جوانان نومید بعد از دهه­ های ۸۰ و ۹۰ باشد.

انیمه ژاپنی

در قسمت بعدی این مقاله که فردا منتشر خواهد شد، با ده انیمه برتر تمام دوران‌ها آشنا خواهید شد.

این مطالب را نیز بخوانید

نویسنده: نیما پارسه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *