بامیلو بلاگ / سبک زندگی / با یادگیری زبان بدن، شرلوک هُلمز شویم

با یادگیری زبان بدن، شرلوک هُلمز شویم

زبان بدن یکی از اجزای ارتباطات غیر کلامی است که در برقراری ارتباطات روزمره ما جایگاه بسیار پررنگی دارد. اگر مَش حسن نامی را از فاصله‌ی دور دیدید که دو دستی بر سر خود کوبید متوجه می‌شوید که گاوش مرده است؛ یا اگر کارگردان تلویزیونی یکی از هواداران فوتبال را در ورزشگاه نشان داد که انگشتانش را به صورت حرف V در هوا تکان می داد، متوجه می شوید که تیم محبوبش برده است. با این‌حال شناسایی کُدهای تصویریِ زبان بدن همیشه به این سادگی نیست. بعضی مواقع باید شرلوک هلمز باشید تا سر از کار مردم در بیاورید. انسان‌ها همیشه در حال مخفی کردن احساسات‌شان هستند و زبان بدن چیزی است که آن‌ها را لو می دهد. اکنون می خواهیم شما را با رمزگشایی حالات مختلف زبانِ بدن آشنا کنیم تا قادر باشید ذهن خلق الله را بخوانید.

دروغ سنجی :

پس از خواندن تیتر شاید خیلی از افراد پیش خود بگویند ” چه خوب، از این به بعد مُچ دروغگو را می گیرم” . اولین نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که مانند سبک نوشتن یا صحبت کردن، زبانِ بدن هر فردی هم سبک خاص خود را دارد. بنابراین با نگاه کردن به هر فردی که دستش را به ریش‌هایش می کشد نمی‌توانید دقیقاً بفهمید که به چه چیز فکر می کند. به جای این‌کار می‌توانید به رفتار او نگاه کنید و راحتی یا ناراحتی او را اندازه بگیرید. تشخیص راحتی/ناراحتی یک استراتژی کلی‌تر است.

جو ناوارو، بازپرس بازنشسته ی FBI، در کتاب خود What Every Body Is Saying می نویسد: “کسانی که دروغ می گویند یا جرمی مرتکب شده اند نمی توانند راحت و آرام بنشینند و ممکن است علائمی از ناراحتی یا تنش را بروز دهند. تلاش برای ساختن پاسخ‌های دروغ باعث می شود فشاری به این افراد وارد شود که در یک فرد معمولی چنین چیزی دیده نمی شود.”

‌با تعمیم دادن این گفته می توان چنین تعبیر کرد که معیار راحتی/ناراحتی مانند عینکی است که معنی تمامی حالات زبانِ بدن را به ما نشان می دهد. برای نمونه در یک عروسی که همه خوش‌حال و خندان‌اند، یک نفر که عین بُخت النصر، دست به سینه روی یک صندلی نشسته است و بدون این‌که حرکتی بکند فقط کف زمین را نگاه می کند، توی ذوق می زند. مطمئناً مشکلی وجود دارد که آن فرد این چنین رفتار می کند. درعوض، دیدن همین رفتار در بیمارستان به‌هیچ‌وجه تعجب آور نیست. بیمارستان پر از آدم‌های ناراحت است.


مقاله مرتبط: اگر می‌خواهید متخصص شناخت افراد شوید مقاله چگونه دست یک دروغگو را رو کنیم (تا مجبور شوند راستش را بگویند)را از دست ندهید و اگر خود را بهتر می‌خواهید بشناسید مقاله راهنمای ساعت بیولوژیک بدن: چه کاری را، چه موقع، انجام دهیم؟ را مطالعه کنید.


شما قادر خواهید بود تا با مشاهده‌ی میزان راحت بودن یک فرد در یک موقعیت مشخص، درباره‌ی چیزی که در مغزش می گذرد حدس‌هایی بزنید. اگر به خواستگاری رفته اید و عروس سینی چای را روی پای شما دمر نمی کند (به راحتی چای را می آورد)، احتمالاً شما را می خواهد. شما متصدی مصاحبه‌ی متقاضیان کار هستید و متقاضی محترم در طول مصاحبه کاملاً آرام و متین است. هنگامی ‌که از او می پرسید آیا می تواند از تمام کارفرماهای فهرست شده در رزومه اش گواهی شغلی بگیرد، به یکباره با یقه‌ی پیراهنش ور می رود و آب دهنش را قورت می دهد و می گوید بله. به احتمال قریب به یقین، هم اکنون، در ذهن این فرد، Photoshop و Corel Draw، با یکدیگر الاکلنگ بازی می کنند. توجه داشته باشید که شناخت زبانِ بدن علم محسوب نمی شود که همیشه یک نتیجه‌ی قطعی پیش پایتان بگذارد.

هنگامی که اعضا و جوارح زیرآب ما را می زنند

بیشتر اعضای بدن ما به صورت غیرارادی رازهای درون‌مان را افشا می کنند. با بررسی سرنخ‌هایی که اعضای بدن از خود بروز می دهند می‌توان احساس درونی یک فرد را کشف کرد.

سر و صورت

اولین چیزی که باید درباره‌ی سر و صورت بدانید این است که این دو قسمت موذی‌ترین بخش‌های بدن هستند. بعداً به این خواهیم پرداخت که کدام عضو صداقت بیشتری دارد. این امر چندان تعجبی هم ندارد زیرا از بچگی به ما یاد می دهند که خیلی کارها علیرغم صداقتشان کار خوبی نیستند و ادب حکم می کند که طور دیگری رفتار کنید.

یکی از این موارد “لبخند مصنوعی” است. در بلاگ بین المللی Paul Ekman (روانشناس معروف آمریکایی که در زمینه‌ی زبانِ بدن از محققان پیشرو به شمار می رود) لبخند مصنوعی این‌طور تعریف می شود: لبخندی از سر اجبار که در طی آن فقط لب به حرکت در می آید. این درحالی است که در خنده‌ی واقعی چشم‌ها نیز به کار گرفته می شوند. در یک خنده‌ی واقعی، نه تنها گوشه‌ی لب‌ها، بلکه ابروها، پلک‌ها و حتی کل سر به سمت بالا می رود.

فشار دادن لب ها به همدیگر نیز سرنخ دیگری است برای اینکه تشخیص بدهیم فرد مورد نظر ما راحت نیست. این قضیه بیشتر در تخصص تحلیل‌گران سیاسی است. زیرا فشاردادن لب‌ها اغلب در مواقعی اتفاق می‌افتد که سیاستمداری بخواهد به اشتباه خود اقرار کند. اگر فکر کرده‌اید در این زمینه برایتان مثال می زنیم سخت در اشتباه هستید زیرا دنیای سیاست برای ما به اندازه‌ی پشیزی جذابیت ندارد.

حالت‌های دیگری نیز برای سر و صورت وجود دارد که خیلی به یکدیگر نزدیک هستند و دسته بندی آن‌ها کمی پیچیده تر است.

دست‌ها

شریک جرم بعدی دست‌ها هستند. حرکات معنی‌دار زیادی را می‌توان با استفاده از دست‌ها انجام داد که قابل آموختن و یاد دادن است (مثل “انگشتت را به سمت کسی نگیر”)، اما 2 نکته در مورد حرکت دست‌ها وجود دارد که باید مورد توجه قرارگیرند: 1- چه فضایی را اشغال می کنند و 2- چه‌قدر به سمت بالا می روند.

عموماً هر ژستی که جاذبه‌ی زمین را به چالش بکشد، بیانگر مثبت اندیشی است. آدمِ خوشحال و هیجان زده است که بالا و پایین می پرد و دستانش را در هوا می چرخاند نه آدمِ مغموم و شکست خورده. دست‌ها نقش مهمی در این امر ایفا می کنند. ناوارو در این‌باره می گوید: ژست یک آدم غمگین مانند حالت فردی است که در حال غرق شدن است. سر و چانه رو به پایین است و شانه‌ها فرو افتاده.

ژست‌های مختلف دست می‌تواند به ما در برقراری ارتباط کمک‌های شایانی کنند – مثل مربی‌های فوتبال که از کنار زمین با حرکات دست بازیکنان‌شان را هدایت می کنند – اما وقتی بخواهیم سطح راحتی/ناراحتی فردی را از طریق حرکات دست‌هایش اندازه‌گیری کنیم، جاذبه به دادمان می رسد.

بالاتنه

از کِش شلوار تا زیرگردن را بالاتنه می گوییم. بالاتنه منطقه‌ی حساسی است که ارگان‌های اصلِ‌کاریِ بدن را در خود جای می دهد. ما به صورت غریزی یاد گرفته‌ایم تا از این قسمت از بدن حسابی محافظت کنیم. تنها وقتی اجازه می دهیم کسی به بالاتنه‌ی ما دسترسی داشته باشد که کاملاً خیالمان از او راحت باشد. برعکس، اگر کسی عصبی باشد و با بالاتنه ی او شوخی دستی بکنیم، نیم متر از جا می پرد و اگر جنبه شوخی هم نداشته باشد به دنبال‌مان می افتد تا چَک محکمی پس کله‌مان بزند.

مغز به دست‌ها و پاها فرمان می دهد تا از بالاتنه محافظت کنند. وقتی افراد متمدن از کسی دلگیر باشند در مواجهه با او روی صورتش اسید نمی‌پاشند، بلکه از او روی برمی گردانند. اعضای جلویی بدن‌ما خیلی حساس هستند و فقط وقتی احساس راحتی کنند اجازه می دهند فرد دیگری به آن‌ها نزدیک شود. بنابراین اگر نصفه شب به خانه آمدید و دیدید که همسرتان در رختخواب رو به دیوار خوابیده است و هر چه برق‌ها را خاموش روشن می کنید و در یخچال را باز و بسته می‌کنید از جایش تکان نمی خورد، خود را آماده کنید که فردا داستان خواهید داشت.

هر چقدر با طرف مقابل راحت تر باشید با آغوش بازتری به سراغ او می روید و هر چقدر حضور او شما را ناراحت‌تر کند فاصله‌ی بیشتری با او برقرار می کنید.

پاها

بالاخره زمان معرفی کردن بی‌شیله پیله ترین عضو بدن رسید. آقایان، خانم‌ها… پاها. پاها بلد نیستند دروغ بگویند. در طی میلیون‌ها سال که از تکامل انسان گذشته است، ما یاد گرفته‌ایم که از پاهایمان برای فرارکردن استفاده کنیم. یکی از راه‌هایی که می توان با استفاده از آن حرکات پاها را تفسیر کرد جهت قرارگیری پاهاست. اگر ایستاده‌اید و با کسی صحبت می کنید که رویش به شماست اما به صورت IL ایستاده است (یکی از پاها صاف است، پای دیگر به سمت بیرون قرارگرفته است) معنی‌اش این است که می خواهد به جای دیگری برود. بالاتنه اش رو به شماست ولی پاهایش احساس واقعی او را لو می دهند.

در عوض اگر پاهایش به صورت ضربدری بود معنی‌اش این است که یا از همکلام بودن با شما احساس رضایت می کند و انگار دوست دارد خودش را گیربیندازد تا نتواند از پیش شما برود یا اینکه بدجوری دستشویی دارد. هر چقدر هم که آداب معاشرت به شما فشار بیاورد که بر اساس قواعد آن رفتار کنید، مغز دستور خودش را می‌دهد و پاها حرف گوش کن تر از بقیه‌ی اعضا و جوارح هستند.

البته این وسط فقط اسم روده‌ها بد درفته است و شیادانی مثل چشم قِسِر در رفته اند. می‌گویند طرف یک روده‌ی راست هم در شکمش نیست درحالی که اگر قرار نبود این 6 متر روده مثل شلنگ آتش‌نشانی روی‌هم تا خورده باشند، اکنون به زرافه سور زده بودیم.

در انتها برای اینکه با مقوله‌ی زبان بدن و کاربردهای آن بیشتر آشنا شوید، توصیه می‌کنیم
سریال Lie to Me با بازی Tim Roth را تماشا کنید.

نویسنده: آرمان والی

۲ دیدگاه ها

  1. زبان بدن یک علم با گرایش روابط عمومی هست که عدم توجه مدیران باعث شده که تا این علم به صورت غیر منطقی و غیر اصولی تدریس شود . امیدوارم با گذاشتن همچین مطالب خوبی از طرف شما دوستان راه خود را پیدا کند.

  2. با سلام
    مطالب بسیار مفید و کاربردی ای رو ارائه میدین واقعا جای تقدیر وتشکر داره من با این جملتون خیلی حال کردم که گفتین ( دنیای سیاست پشیزی جذابیت نداره ) جذابیت که نداره هیچ اصلا ارزش و اهمیت نداره
    دنیای سیاست یه دنیای کثیفه که یه عده آدم سودجو واسه منافع شخصیشون دست به هر کاری میزنن که مثلا چند روز بیشتر قدرت رو در اختیار داشته باشن و انسانیت و وجدان هم اصلا واسشون مهم نیست اگر لازم باشه از روی جنازه همه مردم رد میشن تا بتونن این قدرت رو حفظ کنن.
    متاسفانه فضای کشور ما سیاسیه (مسمومه) و مردم ما روز به روز بیشتر دارن به این مسمومیت آلوده میشن
    این دورویی ها این نفاق ها این تفرقه ها حسادت ها بخل ها کینه ها همه اینها اثرات این فضای آلوه و مسمومه
    تو یه برنامه تلویزیونی از بچه ها درباره مسائل سیاسی کشور سوال کردن بچه ها اظهار بی اطلاعی کردن من اون لحظه به معصومیت و پاکی بچه ها غبطه خوردم بخودم گفتم ایکاش من هم مثل این بچه ها صداقت پاکی و سادگی خودم رو حفظ کرده بودم و در این لجن دنیا آلوده نمیشدم
    ( آیا میتوانید به معصومیت کودکی خود باز گردید و همچون کودکان ذهنی آزاد و رها داشته باشید ؟؟؟ )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *